ايشان احمد تهتويست كه براى تحصيل علم پزشكى از سند بايران مسافرت كرد و بدانجا از كمال الدين حسين طبيب « 1 » و ملا ميرزا جان كليات قانون و شرح تجريد با تعليقات خواند « 2 » . و در زمان شهنشاه اكبر كبير بهند اسلامى باز گرديد « 3 » .
در دورهء صفويان ايران مركز بزرگ اهل فضل و كمال و دانش بود .
بخصوص گيلان و شيراز بزرگترين مراكز علوم معقول و منقول بويژه علوم پزشكى ايران و همپايه بغداد و دمشق بوده . و چون در اين دوره در هند اسلامى دولت مغولان هند محكم و استوار بود بعضى از پزشكان و خانوادههاى پزشكى از ايران به اين كشور مسافرت و مهاجرت نموده سكنى گزيدند . شرح احوال بعضى از آنان ازاينقرارست :
در گيلان در قرن دهم هجرى مولانا عبد الرزاق در پزشكى مقام شامخى را دارا بود . چون شاه طهماسب صفوى گيلان را گشود و خان احمد فرمانرواى گيلان را در زندان انداخت ، مولاناى مزبور را هم بسبب علاقمندى بخان بزنجير كرد « 4 » . مولانا عبد الرزاق چهار پسر داشت كه همه آنها يگانهء روزگار بودند ، مثل حكيم ابو الفتح گيلانى و حكيم نجيب الدين همام و حكيم نور الدين قرارى و حكيم لطف اللّه گيلانى - از جملهء اين برادران حكيم ابو الفتح گيلانى اثر و نفوذ زيادى در دربار اكبر پيدا كرد . و بقول مؤلف مآثر رحيمى وى در نفوذ و قدرت همپايهء جعفر برمكى وزير هارون الرشيد بود « 5 » . هر صاحبكمالى كه از ايران وارد هند اسلاسى مىشد از اكرام و فيوض وى بهره وافر برميگرفت و بوسيلهء وى به محضر اكبر مىرسيد . چنان كه خواجه حسين ميرزا و على قلى ميلى و عرفى شيرازى
هامش
( 1 ) - در شيراز دو پزشك به اين نام بودند كمال الدين حسين اول و دوم كه نوه كمال الدين اول بود ، اينجا مقصود از اولست . ( پزشكان نامى پارس ، ص 68 - 69 )
( 2 ) - اطباى عهد مغليه ، ص 44 .
( 3 ) - مآثر الامراء ، مجلد سوم ، ص 263 .
( 4 ) - مآثر الامراء ، مجلد اول ، ص 559 .
( 5 ) - مآثر رحيمى ، مجلد سوم ، ص 847 .