هم در لكهنؤ نسخهنويسى به فارسى رواج دارد . و پزشكانى كه به اين مكتب علمى منسلكاند هنوز در نسخههايشان اسامى چون ساذج هندى و شيطرج هندى و غيره مىنويسند . فيروزهء نيشاپورى و لعل بدخشانى و آلوى بخارا و عناب ولايتى و جفت بلوط و گلنار فارسى را نيز بحيطهء تحرير مىآورند و ياد روابط هند اسلامى و ايران را تازه مىكنند كه امروز هم بين اين دو كشور برادر بوسيلهء پزشكى برقرار است « 1 » .
كتابهاى پزشكى كه در پنج قرن گذشته در شبه قاره پاكستان و هند به فارسى نوشته شده صدها جلد را شامل مىشود .
دوست دانشمند دكتر محمود نجمآبادى كتاب مهمى بعنوان « فهرست كتابهاى چاپى فارسى طبى و فنون وابسته بطب » تأليف كرده كه محتويست بر نهصد صفحه « 2 » كه اين مقاله گنجايش تفصيل مفصل آن را نمىدهد . بههرحال در ابواب آينده قسمتى از مساعى كه اطباى شبه قاره در تأليف كتب پزشكى به فارسى انجام دادهاند ، مشروح خواهد شد . در هر صورت اين حقيقت روشنست كه در شبهقارهء پاكستان و هند و ايران زبان پزشكى فارسى بوده و اين امر در استحكام روابط اين دو كشور نقش اساسى ايفاء نموده است .
هامش
( 1 ) - اينجا نكتهاى قابل توجهست كه « وج تركى و در منه تركى » و غيره اسمهاى ادويه تركيه اشاره به مناسبات و روابط تركيه با شبه قاره مىكند -
( 2 ) - اين كتاب در سال 1964 ميلادى در تهران چاپ گرديده است -