گشت . در آغاز پزشكان بزرگ كتابهاى پزشكى را كه به عربى نوشته شده بود ( مثل قانون و قانونچه و شرح الاسباب و العلامات و غيره ) به همان زبان تدريس مىكردند .
ولى تشريح و تفسير آنها را به فارسى بيان مىنمودند و تعليقات هم به فارسى مىنوشتند .
اين وضع بعد از تنزل دولت مغولان هم ادامه داشت . به همين دليل همه ذخيرهء تأليفات حكيم اعظم خان و شريفخان و صادق على خان و محمود خان به فارسى است .
حتى در زمان اكبر حكيم فتح اللّه شيرازى كليات قانون بو على سينا را به فارسى منتقل كرد « 1 » . و حكيم شريفخان هم شرح قانون حميات را به فارسى نوشت « 2 » .
حكيم محمد ارزانى فارسى را خيلى به كار مىبرد . چنان كه روايت است وقتىكه اشتياق تحصيل پزشكى در او پيدا شد فقط زبان فارسى مىدانست و از عربى بىاطلاع بود .
وقتى نزد پزشكان معاصر رفت و درخواست تعليم كرد به علت ندانستن عربى خواهش او را رد كردند ، لذا عربى را ياد گرفته تحصيل علم پزشكى كرد . ولى بعد خود تأليف و تدوين كتب پزشكى به فارسى را آغاز و سبب تسهيل « 3 » تحصيل اين فن و ارزانى آن شد و كتابهاى متعددى مثل ميزان الطب و طب اكبر و مفرح القلوب و قرابادين قادرى و مجربات اكبرى و غيره را به فارسى نوشت .
در اين دوره اكابر پزشكى فارسى را زبان خود و سهلترين وسيلهء اظهار اين فن مىدانستند . چنان كه محمد اكبر ارزانى در طب اكبر كه در حقيقت آن را ترجمهء فارسى « شرح الاسباب و العلامات » مىتوان گفت ، مىگويد :
« بناء عليه در خاطر حقير ريخت كه مجموعهء كثير النفع كه در كمال
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى آن در كتابخانهء دانشگاه پنجاب وجود دارد . ولى اين امر درخور فكر و نظرست و شايد كه اين نسخه استفاده نموده از اثر حكيم فتح اللّه شيرازى باشد .
( 2 ) - در چاپخانهء جمال پريس دهلى چاپ گرديده .
( 3 ) - علت لقب وى « ارزانى » همينست كه وى پزشكى را ارزان كرد ، ولى بتحقيق پيوسته كه ارزانى در اصل نسبت عقيدتيست كه وى به حضرت ارزان شاه داشته . مزار حضرت ارزان شاه در شهر عظيمآباد ( پتنه ) واقعست - ( اطباى عهد مغليه ، ص 54 )