پزشكى و زبان فارسى
چنان كه قبل ازين گفته شد زبان فارسى در اوايل قرن پنجم با لشكريان محمود غزنوى بشبه قاره پاكستان و هند رسيد و بوسيلهء صوفيه و شعرا و اطباء و حكماء و غيرهم اولا در پنجاب ( يكى از استانهاى پاكستان ) و بعد از آن در دهلى در زمان سلاطين غورى و خلجى و تغلق و لودى و مغول از شرق تا جنوب يعنى از كشمير تا پنجاب و سند و راجپوتانا و آسام و بنگال مسلمانان در نشر و اشاعه زبان و علوم و فنون فارسى همت گماشتند تا آنكه زبان فارسى زبان رسمى هند اسلامى گرديد .
در اين كشور اين امر تا زوال دولت مغولان ادامه داشت - حتى در آغاز دورهء شركت هند شرقى
( East India Company )
نيز مدتى در تأليفات و نشريات و حتى پروندههاى قضائى و دادگاهها با پيروى از روش و سنت متقدمين فارسى به كار برده مىشد .
علت اصلى اين امر اينست كه سلاطين مسلمان كه در آغاز باينجا آمدند زبان مادرى و علمى و رسمىشان فارسى بود و هم لشكر و سپاه و سياستمداران و مربيان دانش و ادب و شعراء و صنعتگران و پزشكان و حتى بيشتر سياحانى كه براى سياحت و گردش به اين شبه قاره وارد گرديدند زبانشان فارسى بود . در اينجا اين نكته قابل ذكر است كه از تمامى شبه قاره ناحيهاى كه از همه بيشتر تحت تأثير فارسى درآمد ، پاكستان امروزه بود چه مرزهاى افغانستان و ايران به اين قسمت كشور پاكستان اتصال دارد و شاهراه حقيقى سياحان از طريق ايران و افغانستان از درهء خيبر تا لاهور و از لاهور تا كراچى بوده و هست .
خلاصه آن همه مايهء دانش و حكمت كه به اين كشور از ايران و فارسىزبانان رسيد از همين راه بوده است . در نتيجه اينكه زبان فارسى در اينجا وسيله تدريس پزشكى