تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
متانت و اعتبارست جهت عموم افاده و استفاده بلسان فارسى از عربى مترجم ساخته شود « 1 » » . مولانا غلام الحسنين كنتورى كه اسلاف وى نيشابورى بودند در سال 1286 ه « فصول بقسراط » را به فارسى ترجمه كرد . وى سبب اين ترجمه را اين‌گونه بيان نموده است : « تا اين دم به جهت نبودنش مترجم به زبان فارسى اكثر از متطببين از فهم عجائب رسالهء مذكوره بر كران بوده « 2 » » . و بهوه پسر خواص خان در زمان سكندر لودى « معدن الشفا سكندر شاهى » را تأليف كرد كه سبب تأليف آن بدين قرار مىباشد : « طب حكماى هند را به زبان فارسى كه املح الالسنه است ترجمه كردم كه موجب اجر موفور و بيان نامحصور خواهد شد « 3 » » . در اواخر در اين شبه قاره دو مكتب مهم طب وجود داشت يكى در دهلى و ديگرى در لكهنؤ . در دهلى زمام سلطنت در دست سلاطين مغول و در لكهنؤ در دست شاهان اود بود . شاهان اود هم مانند سلاطين مغول مشوق و حامى پزشكان بودند - در نتيجه در لكهنؤ هم كتابهاى پزشكى به فارسى نوشته مىشد ، حتى اكثر تأليفات حكيم عبد الحليم كه يكى از پزشكان جليل القدر خانوادهء عزيزى بود ، به فارسى است و كتاب معروف وى « مفردات عزيزى » كه آن هم به فارسى است تا امروز جزو مواد درسى دانشكده تكميل الطب است . در اينجا اين نكته قابل توجه است كه بعد از زوال مغولان هند زبان اردو رايج گشت ولى باوجود اين زبان تأليفات پزشكى تا ديرزمان فارسى ماند و امروز
هامش
( 1 ) - طب اكبر فارسى ، ص 2 . ( 2 ) - ملخص فصول بقراطى ، ص 2 . ( 3 ) - معدن الشفا ، ص 3 .
تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة 73 | حكيم نير واسطى