خداوند از سرنوشت شما همسرانى برايتان مقرر داشت و از اين همسران نيز براى شما فرزندان و نوههايى قرار داد و آيه 21 از سوره روم با اين مفهوم كه از نشانههاى عظمت خداوند اينكه از سرنوشت شما برايتان همسرانى آفريد تا در جوار همسران آرامش يابيد و بين شما و همسرانتان دوستى و محبت قرار داد . دو آيه اخير گرچه صراحتى در دلالت بر مدعا ندارد ولى محتواى كلام و تعبير به ازدواج در هر دو آيه مباركه دلالت دارد بر اينكه زنان كه طبق حقوق اسلام مىتوانند متعدد باشند جمعا براى شوهران در حكم پيكره واحده و محلى جهت توليد مثل و به تعبيرى مزرعهاى جهت كشت و بارور كردن نطفه شوهر خويش محسوب مىگردند ، بنابراين از نظر حليت و احكام تكليفى منع صريحى از اين اقدام به عمل نيامده و درنتيجه اصل عدم ممنوعيت مويد مشروعيت آن مىتواند باشد . در بين روايات باب نكاح و نسب ، روايت صريحى بر حليت اين مورد نيامده اما روايات متعددى به طور ضمنى بر حليت مورد دلالت دارد كه از جمله روايت منسوب به پيامبر اسلام ( ص ) با اين مضمون مىباشد : " با يكديگر ازدواج كنيد و توليد مثل نماييد و بر تعداد پيروان مكتب بيفزايد زيرا من در روز واپسين به كثرت تعداد شما در بين امتها و ملتها افتخار مىكنم و لو اينكه توليد مثل به سرانجام نرسد " . انتقال جنين ( نطفه بارور شده زوجين ) را به رحم زن ثالث ( بيگانه ) كه يكى از موارد شايع و در عين حال بحثبرانگيز لقاح مصنوعى است ، بعضى فقها مجاز و برخى غير مجاز دانستهاند . علىرغم تشتت آرايى كه در جواز يا عدم جواز انتقال جنين به رحم زنان ثالث وجود دارد ، در خصوص امكان برقرارى نسب و ساير آثار وضعى اين انتقال نظرات هماهنگتر و مثبتتر است زيرا عده زيادى از فقها و محققين معتقدند رابطه بين كودك و صاحبان نطفه رابطهاى قانونى و از نوع نسب صحيح و موجب برقرارى آثار نكاح صحيح بين دوطرف خواهد بود . گو اينكه بعضى از همين فقها سپردن نطفه بارورشده دو همسر را به رحم زن بيگانه به شرحى كه گذشت مجاز نمىدانند . با استفاده از ظاهر ماده 1167 قانون مدنى كه فقط اطفال متولد زنا را نامشروع مىشناسد لذا كليه اطفالى كه از زنا متولد نشده باشند بايد كودكان قانونى محسوب گردند .
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 481
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص٤٨١