، 8 / 36 % نسبت به گذشته كم حوصلهتر شدند ، 58 % مانند گذشته مردم را دوست دارند ، 8 / 50 % احساس مىكردند كه جذابيت گذشته را ندارند ، 2 / 47 % بيشتر از گذشته خسته مىشوند و 76 % ميل به جنس مخالف در آنان تغيير نكرده است .
در مورد ارتباط افسردگى با متغيرهاى مداخلهگر نتايج بيانگر آن بود كه بيشترين افسردگى در رشته بهداشت محيط ( 5 % ) ، در مقطع كارشناسى ( 8 / 50 % ) ، دوره شبانه ( 8 / 2 % ) ، در دختران ( 5 / 2 % ) ، بيوه ( 100 % ) ، در قيد حيات بودن والدين ( 8 / 2 % ) ، مادر با تحصيلات ابتدايى ( 5 / 6 % ) ، پدر با تحصيلات خواندن و نوشتن ( 4 / 15 % ) ، در محل سكونت شخصى ( 7 / 3 % ) وجود داشت .
در اين رابطه آزمون آمارى كاىدو ارتباط آمارى معنىدارى بين ميزان افسردگى با هيچيك از متغيرهاى مداخلهگر نشان نداد
( p › 0 / 05 )
.
همچنين يافتهها نشان دادند كه اكثريت نمونههاى مورد پژوهش ( 82 % ) داراى نگرش مثبت نسبت به امور مذهبى و 18 % داراى نگرش منفى بودند .
در رابطه با سنجش نوع نگرش نسبت به امور مذهبى يافتهها نشان داد كه بالاترين نگرش مثبت مربوط به عبارت " مردم بايد تعليم قرآن را راهنماى زندگانى خود قرار دهند " با 2 / 99 % بود . همچنين به ترتيب عبارات به " خداى يگانه ايمان دارم و او را مىپرستم " " كسانى كه كارهاى نيك انجام مىدهند ، پاداش الهى برايشان محفوظ است " " دين اسلام كاملترين برنامهها را براى سعادت انسان ارائه كرده است " " مايل هستم شناخت خود را از آفريدگار جهان بيشتر كنم " با 8 / 98 % ، 98 % ، 6 / 97 % ، 2 / 97 % از بيشترين اولويت پاسخها برخوردار بود . در همين خصوص كمترين درصد نگرش مثبت به عبارات " در هر موفقيتى مهمترين عامل را سعى و توان خود مىدانم " با 4 / 20 % و " براى دفاع از آزادى بايد اعتقادات مذهبى را در افراد تعديل كرد " با 8 / 28 % تعلق گرفت .
در رابطه با نوع نگرش نسبت به امور مذهبى با متغيرهاى مداخلهگر نتايج بيانگر آن بود كه بيشترين نگرش مثبت در رشته مامايى ( 8 / 95 % ) ، در مقطع تحصيلى كاردانى ( 7 / 84 % ) ، در