نظر روانشناسان مسلم و قطعى است كه اكثر بيمارىهاى روانى كه ناشى از ناراحتىهاى روحى و تلخىهاى زندگى است ، در ميان افراد غير مذهبى بيشتر ديده مىشود . افراد مذهبى به هر نسبت كه ايمان قوى و محكم داشته باشند از اين بيمارىها مصونتر هستند . ازاينرو يكى از عوارض زندگى عصر ما كه در اثر ضعف ايمان مذهبى پديد آمده است ، افزايش بيمارىهاى روانى و عصبى مىباشد ( 4 ) . در اين مورد بنيامين راش ( 1813 - 1745 ) پدر روانپزشكى در امريكا به مطالعات مذهبى اهميت داده و مىگويد : مذهب آنقدر براى پرورش و سلامت روح آدمى اهميت دارد كه هوا براى تنفس . همچنين يونگ ( 1933 ) در فعاليتهاى رواندرمانى خود ، دريافت كه اعتقاد مذهبى مىتواند موجب بالا بردن يكپارچگى و معنا دادن به شخصيت فرد گردد و متوجه شد تمام افرادى كه مبتلا به بيمارى روانى شدهاند ، فاقد استوارى و انسجامى كه اعتقاد مذهبى قادر است به افراد بدهند ، بودند . لذا اعتقادات مذهبى بهعنوان عنصرى فرهنگى و يك نياز درونى مىتواند زمينهساز برخى ويژگىهاى شخصيتى و خلقى در افراد باشد ( 5 ) .
دوران نوجوانى ، مرحله بحران عاطفى و اجتماعى است . شخصى كه از مرحله جوانى خوبى برخوردار نباشد مسلما از زندگى سالم و با نشاط در دوره پيرى برخوردار نخواهد شد ( 6 ) .
و از سوى ديگر ورود به دانشگاه رويداد مهم و بسيار حساس در زندگى نيروهاى كارآمد و فعال جوان در هر كشورى بهشمار مىرود ، كه غالبا با تغييرات زيادى در روابط اجتماعى و فردى آنها همراه مىباشد . در كنار اين تغييرات ، بايد به انتظارات و نقشهاى جديدى نيز اشاره كرد كه همزمان با ورود به دانشگاه در دانشجويان شكل مىگيرد . برخى از آنان به سرعت خود را با اين شرايط جديد انطباق داده ، با انعطافپذيرى مناسب تغييرات بوجود آمده را مىپذيرند و با حفظ سلامت روان خود ، موفقيتهاى لازم تحصيلى را كسب مىكنند . ليكن برخى ديگر قادر به سازگارى و انطباق موثر نبوده و قرار گرفتن در چنين شرايطى براى آنها فشارزا و نگرانكننده بوده ، عملكرد و بازدهى آنها تحت تاثير قرار مىگيرد ( 7 ) . آشنا نبودن بسيارى از دانشجويان با محيط دانشگاه ، جدايى و دورى از خانواده ،
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص١٥٣