( 10 ) . درحالىكه رشيدى زاويه در بررسى خود به منظور تعيين ميزان افسردگى در دانشجويان دانشكده پرستارى مامايى زنجان به ارتباط آمارى معنىدارى بين ميزان افسردگى با جنس ، سن ، ترم تحصيلى ، تعداد خواهران و برادران ، وجود بيمارى عمده جسمى و يا روحى در خودشان ارتباط آمارى معنىدارى دست يافت . بهطورىكه ميزان افسردگى در دختران 2 برابر پسران و در گروه سنى كمتر از 22 سال تقريبا 2 برابر سن بالاى 22 سال بود ( 11 ) . در كتب مرجع شيوع بيشتر افسردگى در فاصله 40 - 20 سالگى ذكر شده است ( 12 ) . ليبن لافت ( 1997 ) مىنويسد ، افسردگى يك بيمارى گسترده و آسيب زنندهاى است كه هرزن و مرد را تحت تاثير قرار مىدهد اما زنان افسردگى را تقريبا به نسبت 2 برابر بيشتر از مردان تجربه مىكنند ( 13 ) . همچنين در تحقيق گودبى و كوريچ بر روى 912 دانجوى ساكن در سيدنى استراليا مشخص شد كه افسردگى در زنان بطور معنىدارى بيشتر از مردان بود ( 14 ) . در ارتباط با افسردگى با متغير رشته تحصيلى با اينكه در برخى مطالعات ميزان افسردگى در برخى از رشتهها بيشتر بوده است اما ارتباط آمارى معنىدارى مشاهده نشده است ( 15 ) و ( 16 ) . در اين مطالعه نيز بيشترين ميزان افسردگى در رشته بهداشت محيط ديده شد . كه شايد به علت عدم تناسب كارى نوع رشته با جنسيت باشد . چرا كه در مطالعه حاضر جمعيت افراد مونث نيز بيشتر بوده است .
در مطالعه حاضر بيشترين ميزان افسردگى در دانشجويان مقطع كارشناسى بود . كه شايد اين شيوع به علت ابهام در آينده شغلى و يا دشوارى ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر باشد .
همچنين بيشترين درجات مختلف افسردگى در متاهلين بيشتر از مجردين وجود داشت كه اين موضوع با اكثر مطالعات متفاوت بود . بطور مثال در پژوهش قريشىزاده و نورى كه بر روى 215 دانشجوى مختلف پزشكى در ترمهاى مختلف در سال 1378 انجام شد ، ميزان افسردگى در دانشجويان مجرد فراوانتر از دانشجويان متاهل بود ( 17 ) .
اين پژوهش نشان داد كه اكثريت نمونههاى مورد پژوهش ( 82 % ) از نگرش مثبتى نسبت به امور مذهبى برخوردار بودند . كه اين موضوع ناشى از وجود اعتقادات مذهبى بالا در
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص١٥٨