كردند . و سپس براساس ميانگين و انحراف معيار بدستآمده نگرش كسبشده به 2 دسته " نگرش مثبت " و " نگرش منفى " تقسيم شد .
دادهها با استفاده از آزمونهاى آمارى كاىدو ، من ويتنى ، ويلكاكسون و ضريب همبستگى پيرسون در سطح معنىدارى
p ‹ 0 / 05
توسط نرمافزار
spss
مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند .
نتايج :
نتايج نشان داد نمونههاى مورد پژوهش از نظر سنى بين 18 تا 37 سال با ميانگين 42 / 21 و انحراف معيار 75 / 2 سال بودند . اكثريت ( 6 / 31 % ) در رشته پرستارى و 2 / 51 % در مقطع كارشناسى و 6 / 85 % در دوره روزانه مشغول به تحصيل بودند . از نظر ترم تحصيلى اكثريت ( 4 / 36 % ) در ترم سوم تحصيل مىكردند . از لحاظ جنسيت اكثريت دختر ( 64 % ) و به لحاظ مذهب شيعه بودند ( 98 % ) . همچنين 86 % مجرد و 90 % بدون شغل بودند . و نيز 85 % نمونههاى مورد پژوهش داراى والدين در قيد حيات بودند كه در ميان نمونههاى مورد پژوهش كه والدين زنده نداشتند 6 / 11 % بدون پدر و 8 / 4 % بدون مادر بودند . ميزان تحصيلات پدر اكثريت نمونههاى مورد پژوهش ( 6 / 33 % ) دانشگاهى و ميزان تحصيلات مادر ( 22 % ) ديپلم بوده است . به جهت رتبه تولد در خانواده اكثريت نمونههاى مورد پژوهش فرزند اول بودند . همچنين 6 / 51 % در خوابگاه سكونت داشته و 4 / 40 % داراى گروه خونى
O
بودند .
يافتهها مبين آن بود كه 8 / 44 % از نمونههاى مورد پژوهش بدون افسردگى ، 2 / 37 % داراى افسردگى خفيف ، 8 / 14 % افسردگى متوسط ، 8 / 0 % افسردگى نسبتا شديد و 4 / 2 % افسردگى شديد داشتند .
در مورد گزينههاى پرسشنامه افسردگى بك ، پاسخها نشان داد كه 6 / 25 % غمگين ، 6 % تحمل زندگى نداشتند ، 86 % به آينده اميدوار ، 4 / 84 % بدون احساس ناكامى ، 6 / 51 % مانند گذشته از زندگى رضايت داشتند ، 6 / 65 % گاهى در زندگى احساس گناه مىكردند ، 4 / 46 % از خود ناراضى بودند ، 6 / 83 % اصلا به خودكشى فكر نمىكنند و 2 / 1 % اگر بتوانند خودكشى مىكنند