خوفه على قرارة الامن » . « 1 » « چه بسا فرد خائفى كه ترسش او را در منزل آرامش و ايمنى مستقر مىسازد » . پس بايد زاويه ديد را نسبت به اين مفاهيم تغيير داد . اين درست است كه هر اضطراب و ترسى در وهلهء اول و در نگاه آغازين ، ناپسند و مذموم است ؛ و حالت نگرانى و دلهره - بدون توجه به پيامدها و آثار آن - هرگز حالتى لذتبخش و مفرّه نيست ، بلكه ناخوشايند و مكروه است ؛ اما اين قضاوت ، قضاوتى ابتدايى و بدون عنايت به انجام آن است . توجه به نتائج ، بازتابها و پيامدهاى اضطراب ، ممكن است قضاوت ما را متفاوت گرداند . چنانچه اين اضطراب و نگرانى ما را متوجه خطر نمايد و محرّك و انگيزهاى براى آمادگى و مقابله با آن و بر طرف كردن آن باشد ، مسلما اضطراب و ترسى مطلوب و مثبت است چه اينكه در اين موارد ، « اضطراب فرد را گوش به زنگ مىكند تا اقداماتى انجام دهد كه از خطر جلوگيرى شود . بنابراين اضطراب از وارد شدن صدمات پيشگيرى مىكند » . « 2 » بدينسان ، چنين ترس و اضطرابهايى ، با توجه به پيامد و نتيجهء مطلوب و مثبتى كه دارند ، اضطراب و ترسى معقول ، منطقى و مثبت بهشمار مىروند .
اما اگر ترس و وحشت نسبت به امور غير واقعى و خيالى شكل گيرد و يا شدت ترس و وحشت به اندازهاى شود كه در تصميمگيرى فرد اختلال ايجاد كند ، قدرت سعى و تلاش براى بر طرف ساختن خطر را از وى سلب نمايد و يا حتى او را به عكسالعملى خلاف آن چه شايسته است ، وادارد ، اضطرابى منفى و غير معقول بوده و خود ، خطرساز است . اين نوع ترس ، « ترسى است دائم از انتظار بدبختى براى حفظ خود كه مانع انجام وظيفه و كوشش و تلاش براى انسانى زيستن است . آنها [ اين افراد ] از همهء آنچه كه برايشان ترسناك است احساس درد و ناراحتى دارند و براى گريز از درد و مصيبت از مواجهه با امور ، وحشت دارند و اين خود مصيبتى است كه بايد زائل شود » . « 3 » « ترسى كه به عمل لازم و مفيدى منته نشود ، جان و تن را مىكاهد . زيرا ترشحاتى كه در موقع وحشت ، از غدهها
هامش
( 1 ) . عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى ، غرر الحكم و درر الكلم ، قم ، دفتر تبليغات ، 1366 ش ، ص 326 ، ح 7587 .
( 2 ) . هارولد ج . كاپلان و بيتاميم سادوك ، پيشين ، ج 2 ، ص 198 .
( 3 ) . على قائمى ، ترس و اضطراب در كودكان ، چاپ اول ، انتشارات اميرى ، 1368 ، ص 16 .