با اين حال ، حتى خود « كاپلان سادوك » نيز نسبت به اين تعريف ، مطمئن نيست ؛ ازاينرو ، در ادامه تعريف خود مطلبى دارد كه گواه بر شفاف نبودن آن است :
« اگر « اضطراب » را صرفا هشدارى تلقى كنيم كه فرد را گوش به زنگ مىكند ، ظاهرا هيجانى با همان مبناى ترس است » . « 1 »
بعضى ديگر نيز همين نظريه اخير را پسنديدهاند و آنها را دو حالت متفاوت ، ولى با يك ريشه و منشأ دانستهاند . « 2 »
براساس اين ابهام مفهومى و شفاف نبودن تمايز بين اين دو واژه ، بعضى ترادف آن دو را ترجيح دادهاند :
« . . . هنوز بسيارى از روانشناسان تمايز بين ترس و « اضطراب » را معتبر مىشمارند . در عين حال چون خواه بر پايه پاسخهاى فيزيولوژيايى و خواه توصيفهايى كه آدمى از احساساتش به دست مىدهد ، هنوز نمىتوان بين اين دو هيجان تمايز قائل شد ، ما اين دو اصطلاح را مترادف مىشماريم » . « 3 »
بدين جهت ، گروهى خود را گرفتار مبحث تعريف و بيان افتراق يا ترادف بين واژههاى تر س و « اضطراب » نكردهاند و گفتهاند : « امروزه بسيارى از نظريات مورد بحث قرار گرفته است و برخى از رواندرمانگران صاحب نام ، مشخصا خود فرويد تفسيرهاى متفاوتى را بسط دادهاند ، اما ميان اين نظريات يك وجه مشترك وجود دارد . « اضطراب » همان آگاهى نسبت به كشمكشهاى حل و فصل نشده ميان عوامل ساختارى شخصيت است » . « 4 »
هامش
( 1 ) . هارولد ج . كاپلان و بيتاميم سادوك ، پيشين ، ج 2 ، ص 198
( 2 ) . عدنان شريف ، من علم النفس القرآنى ، چاپ اول ، بيروت ، بىنا ، 1987 م ، ص 67 .
( 3 ) . رتيال . اتكينسون و ريچارد س . اتكينسون و ارنست ر . هيلگارد ، زمينه روانشناسى ، ترجمه محمد تقى براهنى و سعيد شاملو و يوسف كريمى و نيسان گاهان و كيانوش هاشميان ، ج 2 ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات رشد ، 1368 ، ص 152 .
( 4 ) . پل تيليش ، اضطراب روانى دين و طب ، نشريه روانشناسى دين ، ترجمه مراد فرهادپور ، ش 3 ، 1379 ، ص 47 .