« حالات عاطفى ، دلواپسى ، ترس ، وحشت ، هراس و نگرانى و « اضطراب » معمولا با نامهايى مشخص شدهاند كه سخت قابل تبديل به يكديگرند . پس ابهام در اين معانى تقريبا هميشگى است ؛ چنانكه بين دلواپسى و نگرانى و بيش از آن بين نگرانى و « اضطراب » اين ابهام به چشم مىخورد » . « 1 »
بههرحال ما نيز نيازى به طرح چنين مباحثى نمىبينيم . چه اينكه اولا اين مطلب - همان گونه كه بيان كرديم - در اصطلاح روانشناسان هم چندان واضح نيست و نسبت به آن اتفاق نظر وجود ندارد . ثانيا بر فرض بين اين دو واژه تفاوتى هم باشد ، اين مطلب روشن است كه در بسيارى موارد علت اصلى ترس همان « اضطراب » است . لذا با طرح مبحث ترس و بررسى اسباب ، آثار و درمان آن ، به نوعى موضوع « اضطراب » ريشهيابى شده و شيوههاى درمان آن مطرح شده است كه هدف اصلى در اين نوشتار هم جز اين نيست . لذا ما نيز در مباحث آتى - مانند بسيارى روانشناسان و روانپزشكان - اين دو واژه را مترادف تلقّى مىكنيم .
واژگان كليدى « اضطراب » در قرآن
واژگانى كه در قرآن به كار رفته و مىتوان از آن در بحث « اضطراب » بهره برد ، فراوان است و بررسى هريك پژوهشى مستقل مىطلبد . ما در اينجا به جهت اختصار ، تنها به بيان فهرستى از آن اشاره مىكنيم :
خوف ، خشيت ، فزع ، رجف ، رعب ، وجل ، امن ، رهب ، شفق ، سكن ، اطمأنّ ، و ربط .
انواع اضطراب :
ترس و اضطراب ، دلهره و نگرانى ، سراسيمگى و وحشت از واژههايى هستند كه پيوسته با طبيعت آدمى سر ناسازگارى دارند و مدام انسان از آنها گريزان است .
بدين جهت هر انسانى با هر مذهب و مليّتى به نوعى تلاش مىكند تا اين مفاهيم را از زندگى
هامش
( 1 ) . آندره لوگال ، نگرانى و اضطراب ، ترجمه محمد رضا شجاع رضوى ، چاپ دوم ، مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوى ، 1372 ، ص 10 .