تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
خود زدوده و دور نمايد ؛ و آسايش و آرامش را كه از مؤلفه‌هاى گزيرناپذير يك زندگى موفق است و در سايه امنيّت حاصل مىشود ، بدست آرد . اما آيا به راستى شخصى كه توانست اطمينان قلبى را براى هميشه و از همه چيز به ارمغان آورد ، به واقع از تمام خطرات مصون خواهد بود ؟ آيا احساس آرامش و امنيّت باوجود خطرات جدّى فراوان حالتى منطقى و پسنديده است ؟ يا اينكه اين حالت براى آدمى از خطرناك‌ترين حالات اوست ؟ اين بدان معناست كه بايد به ترس و اضطراب واقعىتر و جدىتر نگريست . تا زمانى كه خطر وجود دارد ، ترس و اضطراب از آن نيز ضرورى است . تا هنگامى كه امكان ضرر و زيان باشد ، بىخيالى و بىتوجهى هرگز مطلوب و مناسب نيست . تا لحظه‌اى كه احتمال بدبختى و تيره‌روزى وجود دارد ، اولين گام براى مصونيّت و امنيّت ، دلهره و نگرانى از آن است . به عبارت ديگر ، « اولين مطلبى كه در بحث ترس بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه نگرانى و ترس همه جا و در هر صورت ناپسند و مذموم نيست ؛ بلكه برعكس ترس‌هاى بجا و عاقلانه كه ناشى از احساس خطر واقعى و حاكى از فكر دورانديش آدمى است پسنديده و ممدوح مىباشد . ترس‌هاى بجا در جنبهء روان بشر مانند دردهاى عضوى در ناحيهء جسم است . همان‌طور كه احساس درد از عارضهء بيمارى خبر مىدهد و آدمى را به درمان عضو دردناك وامىدارد ، ترس‌هاى بجا نيز به منزلهء اعلام خطر است و صاحبش را به فكر چاره جويى و پيش‌گيرى مىاندازد » . « 1 » لذا نمىتوان تمامى ترس‌ها و اضطراب‌ها را به ديد منفى نگريست . در موارد فراوانى اضطراب و ترس ، شرط اساسى حصول امنيّت است . بسيارى از آسايش‌ها و آرامش‌ها ، صلاح‌ها و رفاه‌ها و حتى شجاعت‌ها و شهامت‌ها رهين همين ترس‌ها و اضطراب‌هاست ؛ و چه زيبا مولا امير المؤمنين ( ع ) در جمله‌اى به اين نكته اشاره مىفرمايند : « كم من خائف وفد به
هامش
( 1 ) . محمد تقى فلسفى ، جوان ، ج 2 ، چاپ پانزدهم ، تهران ، هيئت نشر معارف اسلامى ، ص 175 .