خارج مىشود ، اگر به مصرف فعاليت عضلات نرسد ، زهرى است كه در بدن ويرانى مىكند و طرز تفكر و رفتار ما را مختل مىسازد » . « 1 » بنابراين ترس و اضطراب به دو بخش اساسى تقسيم مىشود :
الف ) ترس و اضطراب مثبت : هر ترس و وحشتى كه انسان را متوجه خطر مىكند و پيامد آن ، آثارى مطلوب در جهت رفع خطر است كه از آن به « ترس معقول » نيز تعبير مىشود .
ب ) ترس و اضطراب منفى : اضطرابهايى كه داراى پيامدهاى مثبت نمىباشد ؛ حال چه اين دلهره و نگرانى نتائج منفى هم داشته باشد و چه اصلا موجب بازتاب خارجى نشود ؛ كه اصطلاحا « ترس نامعقول » خوانده مىشود .
اما اين « اضطراب » را چگونه بايد سامان داد ؟ مسلما براى معتقدان به وحى ، قرآن گنجينهاى غنى و پربار و ناصحى امين و صادق است و مىتوان كه بايد از آن بهعنوان مشعل هدايت بهره جست . آيات متعددى از قرآن مجيد به اين موضوع پرداختهاند كه در پژوهش حاضر به اختصار از آنها سخن مىگوييم . پيش از ورود در اين بحث ، تذكر اين نكته ضرورى است كه به منظور رعايت اختصار ، تمركز اصلى اين پژوهش بر اضطراب منفى است و لذا در بحث اضطراب مثبت ، چندان توضيحى ارائه نمىشود .
اضطراب مثبت
ترس و اضطراب در اين موارد دو نوع است :
الف ) بيم و واهمه از آنچه خود شايستهء ترساند . ب ) ترس و اضطراب از آنچه منته به امور ناخوشايند مىشود .
الف ) بيم و واهمه از آنچه خود شايسته ترساند
همان گونه كه از عنوان پيداست اين موارد به خودى خود ، مكروه و ناخوشايندند . يعنى اگر پس آنها هيچ نباشد و منته به امر ديگرى نشوند ، باز هم شايسته ترس و نگرانى مىباشند ؛ كه عبارتند از :
هامش
( 1 ) . جان بىكايزل ، شادكامى ، ترجمه محمد حجازى ، چاپ پنجم ، تهران ، انتشارات ابن سينا ، 1352 ، ص 16 .