و راحت براى تسكين يافتن بدنهايشان و سكوت حواسّشان ، و برانگيختگى قوّت هاضمه براى هضم طعامشان و تنفيذ غذاهايشان به اعضاء پيكرشان ( 3 ) .
امام زين العابدين در دعاى ششم از صحيفه سجاديه خدا را به خاطر آفرينش شب و روز هر دو سپاس مىگويد :
الحمد للّه الذى خلق الليل و النهار بقوته ( ستايش براى خداست كه به نيروى خود شب و روز را پديد آورد )
و در ادامه مىفرمايد : پس شب را براى آنان بيافريد تا در آن از رنج و كوشش بياسايند و آن را همچون پوششى گردانيد تا در آن به خواب راحت روند و با آن به آسايش و نيرو رسند و از لذت شبانگاهى برخوردار شوند ( 4 ) .
امام على عليه السّلام در خطبه 48 نهج البلاغه پروردگار را به خاطر فرارسيدن شب و تاريكى سپاس مىگويد ( 5 ) .
حد معين طول شب و روز و تغيير تدريجى مدت روشنايى و تاريكى يكى از شگفتيهاى طبيعت است كه تحت عنوان فتوپريوديسم نقش عمدهاى در فعاليتهاى حياتى گياهان و جانوران و توليد مواد غذايى دارد . شايد بتوان تعبير قرآنى
" يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ " *
را با اين پديده منطبق دانست .
طبق نظر آيت اللّه مكارم در تفسير نمونه : يولج ( از ماده ايلاج ) در اصل از ولوج به معنى دخول است ، اين تعبير اشاره به دگرگونيهاى تدريجى و كاملا منظم و حسابشده شب و روز در فصول مختلف سال است كه از يكى كاسته و به ديگرى افزوده مىشود ، اما اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به مساله طلوع و غروب آفتاب باشد كه به خاطر شرائط خاص جو ( هواى اطراف زمين ) اين امر به صورت ناگهانى انجام نمىگيرد ، بلكه از آغاز طلوع فجر ، اشعه آفتاب به طبقات بالاى هوا مىافتد و آهستهآهسته به طبقات پائين منتقل مىشود ، گوئى روز تدريجا وارد شب مىگردد و به عكس هنگام غروب آفتاب نخست نور از قشر پائين جو برچيده مىشود و هوا كمى تار مىگردد و تدريجا از طبقات بالاتر ، تا