گيرى كرديم كه جامعه اسلامى و نعمات آن به بهشت و نعماتش شبيه مىباشد . در صورتى كه اين دو فرض را در كنار هم قرار دهيم مىتوان چنين استنباط كرد كه در جامعه اسلامى دسترسى به خوراك و مواد غذايى بايستى هميشگى بوده و غذا به طور دائم در دسترس مسلمانان باشد ( نظر نويسنده ) .
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ ( 112 ) وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ ( 113 ) فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ( 114 ) إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
در آيات 112 ، 113 و 114 سوره مباركه النحل خداوند نخست مىفرمايد براى آنها كه ناسپاسى نعمت مىكنند مثلى زده ، منطقه آبادى
( قَرْيَةً )
كه در نهايت امن و آرام بود
( آمِنَةً )
اين آبادانى آنچنان امن و امان بود كه ساكنانش با اطمينان در آن زندگى كرده و هرگز دچار كمبود و به تبع آن مهاجرت نمىشدند
( مُطْمَئِنَّةً )
و اين قريه آمنه و مطمئنه به گونه اى بود كه روزى مورد نياز مردمش به طور وافر از هر مكانى به سوى آنها مىآمد . اما سرانجام اين مردم كفران نعمت خدا كردند و خداوند لباس گرسنگى و ترس بر آنها پوشانيد ( جوع و خوف ) و دچار عذاب الهى شدند سپس خداوند از ما مىخواهد با مشاهده چنين نمونههايى در راه غافلان و ظالمان گام نگذاريم " شما از آنچه خدا روزيتان كرده حلال و پاكيزه بخوريد و شكر او را بجاى آريد اگر او را بپرستيد " در اينكه اين قريه مكه بوده يا سرزمين سبا در يمن و يا اين واقعه در تاريخ بنى اسرائيل اتفاق افتاده بين مفسران اختلاف است اما بههرحال از آنجا كه تاريخ مناطق بسيارى را به ياد دارد كه