مىشود طرف اهل كفر مىروند و طلب امان مىكنند يا فساد ديگر غير اينها كه خدا عالم به آن است . پس گويا لطف و رحمت كرده است خداى تعالى به امّت به سبب آنكه امر كرده است رسول صلّى اللَّه عليه و آله را به اينكه منع كند ايشان را از قتال .
و اما آن چيزى كه توهّم كردند معتزله يعنى اينكه حبس كرد و نگاه داشت رسول صلّى اللَّه عليه و آله ايشان را براى يارى جستن ، پس به تحقيق ثابت شد در فصل سابق كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله كامل بود و ايشان ناقص بودند از كمال او و آن را نداشتند و او معصوم بود و ايشان غير معصوم و او مؤيد بود به ملائكه و ايشان غير مؤيد و وحى به او مىآمد و قرآن بر وى نازل مىشد و ايشان چنين نبودند . پس او را به ايشان چه احتياج حاصل است با چنين وصفهائى كه گفتيم اگر نمىبود كور دلها و ضعف رأى و قلّت در دين و ايمان .
( يعنى كسى كه مىگويد كه حضرت احتياج به ايشان داشت كور باطن و ضعيف رأى و بىدين است و اگر اينها نباشد هيچ كس اين حرف نمىگويد . باز شيخ رحمه اللَّه از باب دليل بر حرف خود فرمود كه ) چيزى كه واضح مىكند براى تو صحت آن چيزى را كه ذكر كرديم آن را حالا در وجه نشستن ايشان در « عريش » قول خداى تعالى است :
(
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ
« 1 » ، يعنى به درستى كه خريده است خداى تعالى از مؤمنين نفسها و مالهاى ايشان را به اينكه براى ايشان است بهشت ، يعنى اين عوض مال و نفس ايشان است . قتال مىكنند مؤمنين در راه خدا پس مىكشند مردم را و كشته مىشوند ايشان نيز . ( و اين كلام بيان اين است كه خريدن ايشان به چه طريق است و از چه جهت است ، باز تأكيد اين فرموده و گفته كه ) وعده كرده است ايشان را به بهشت وعدهء حقى و اين وعده مذكور است در تورات و انجيل نيز چنان كه در قرآن مذكور است .
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 111