تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

فصل 15 [ مناظره امام رضا ع با مأمون عباسى ] - [ پاسخ امام رضا ع به ادعاى مأمون در مساوى بودن فضيلت بنى هاشم و بنى عباس ]

و حديث كرد مرا شيخ - ادام اللَّه عزّه - و گفت روايت كرده‌اند چون مأمون ( كه از خلفاى بنى عباس است ) « 1 » به خراسان رفت و امام رضا عليه السّلام با او بود . پس روزى از روزها كه مىرفتند مأمون به او گفت : يا ابا الحسن ، من فكر كردم در امرى پس نمود به من آن فكر راه راست را در آن امر . فكر كردم در امر شما و نسبت ما به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و نسبت شما به آن حضرت پس يافتم فضيلت هر دو را مثل هم و اعتقاد كردم كه خلاف دوستان ما و دوستان شما در اين باب از روى هوا و هوس و تعصب است . امام عليه السّلام فرمود كه اين كلام جوابى دارد اگر بخواهى براى تو بگويم و اگر بخواهى امساك كنم ؟ پس مأمون گفت : من اين را نگفتم مگر براى اينكه بدانم چيست پيش تو در اين باب و چه اعتقادى دارى ؟ پس به او امام عليه السّلام گفت كه سؤال مىكنم از تو به خداى يا امير المؤمنين ، اگر خداى تعالى بفرستد نبى خود را يعنى محمد صلّى اللَّه عليه و آله را پس بيرون بيايد بر ما از پشت بلندى از اين بلنديها و بخواهد از تو دخترت را آيا او را به آن حضرت مىدهى ؟ مأمون گفت : سبحان اللَّه ! آيا كسى هست كه ميل نداشته باشد به رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله ؟ پس گفت به او امام عليه السّلام آيا مىبينى تو حلال است از براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه دختر
هامش
( 1 ) . عبد اللَّه بن هارون الرشيد ملقّب به « مأمون » و مكنّى به « ابو العبّاس » در سال 170 هجرى قمرى ( همان روز كه پدرش به خلافت رسيد ) متولّد شد . مأمون در سال 198 هجرى قمرى در سن حدود 28 سالگى به حكومت رسيد و بعد از به قتل رساندن برادرش محمد امين ، نزديك به 21 سال خليفه بود و در سال 218 هجرى قمرى در « بذندون » روم چشم از جهان فرو بست و جنازه‌اش به « طرسوس » انتقال يافت . « تاريخ بغداد » 10 / 183 - 192 ، « تاريخ الخلفاء سيوطى » ص 314