فصل 14 [ مفاخره بين امام موسى كاظم ع و هارون الرشيد ]
و حديث كرد مرا شيخ - ادام اللَّه عزّه - و گفت كه چون حج كرد رشيد ( و او يكى از خلفاى بنى عباس است ) « 1 » و آمد به مدينه رسول صلّى اللَّه عليه و آله ، جمعيّت كردند پيش او بنى هاشم و آنچه از مهاجرين و انصار باقى بودند و بزرگان خلايق .
و بود در ميان ايشان ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام ، پس رشيد به ايشان گفت :
برخيزيد تا برويم به زيارت رسول صلّى اللَّه عليه و آله .
پس برخاست و تكيه بر دست مبارك آن حضرت كرد تا رسيدند به روضهء رسول صلّى اللَّه عليه و آله پس ساكن شد آنجا و گفت : السّلام عليك يا رسول اللَّه ، السّلام عليك يا بن عمّ ، ( يعنى اى پسر عم ، چون عباس جدّ رشيد عمّ رسول اللَّه بود پس او پسر عمّ اولاد وى است و مطلب رشيد از اين ، اين بود ) كه فخر كند بر قبايل عرب كه حاضر بودند با او بزرگى كند بر ايشان به سبب اين نسب .
پس كشيد دست خود را ابو الحسن عليه السّلام از وى و پيش ايستاد و گفت : السّلام عليك يا رسول اللَّه ، السّلام عليك يا ابه ، يعنى اى پدر .
پس تغيير كرد رنگ رشيد و گفت : يا ابا الحسن به درستى كه اينكه گفتى ، فخرى عظيم است .
هامش
( 1 ) . هارون الرشيد بن محمد مهدى بن منصور عباسى در سال 150 هجرى قمرى در رى چشم به جهان گشود و در سال 170 هجرى قمرى به خلافت رسيد و حدود 23 سال حكومت كرد و در سال 193 در طوس درگذشت . « تاريخ بغداد » 14 / 5 - 13