« بشر » همگى مقلّد بودهاند و نبود ايشان را حجّتى بر مذاهب خودشان و هر كه بر مذهب اعتزال سخن مىگفت حجّت او سست بود . تا آنكه اتفاق افتاد آن شعر از براى بشر بن معتمر و بعد از آن همگى اهل اعتزال بناى مذهب خود را بر شعر او گذاشتند .
پس اگر جاحظ به واسطهء آنكه معتزلى بوده تعصب ورزيده در برابر اين سخن بگويد كه اين از روى بهت ناشى شده زيرا كتب قوم موجود است پيش از بشر بن معتمر ، در آن كتب همين حجت و ساير احتجاجها بر مذهب اهل اعتزال است . ما نيز به جاحظ مىگوئيم آنچه تو گفتى كه اگر اين شعر كميت نمىبود احتجاج شيعهء بر مذهب خودشان سست و ضعيف مىبود از روى بهت و خرافت ناشى شده و به سبب عنادى بوده كه تو را با طايفهء شيعه است .
زيرا اصول شيعه و روايات ايشان و كتابهاى تاريخ پيش از « كميت » ، مالامال است از اينكه آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله احتجاج مى كردهاند بر مخالفان به نزديكى رسول اللَّه و خويشى با او و اعتماد مىنمودهاند سزاوارى خود به جانشينى پيغمبر بر چسبانى نسبت خود به رسول صلّى اللَّه عليه و آله و بر نهايت اختصاص خود در نسبت با آن حضرت .
و هر كه نظر كند در كتب شيعه و قول شيعهء صحابه ، مىداند اين معنى و تصديق مىكند بر صدق اين سخن بىآنكه محتاج باشد به نظر كردن در غير آن كتب ، با آنكه هر كس گمان كند كه احتجاج علويه و شيعهء به نزديكى و خويشى به رسول صلّى اللَّه عليه و آله احتجاجى است كه حادث شده و در زمان پيش نبوده ، چنين كسى سزاوار مناظره و مباحثه نيست ؛ زيرا او دفع ضرورت مىكند و امر معلوم بديهى را ردّ مىنمايد . به واسطهء آنكه جماعت همگى متّفقاند بر اين و به تحقيق گرديده سبقت جماعت به سوى اين احتجاج از جهت عادت مانند طمع كه توهّم نتوان كرد از صاحب آن خلاف مقتضى طبع را ؛ زيرا همگى متّفق اللفظ و المعنى به اين احتجاج چسبيدهاند و اعتماد بر اين نمودهاند .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 527
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٢٧