تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣

فصل 90 [ فضائل آل محمد ص ]

[ اشعار كميت در باره آل محمد ص ]

شنيدم از شيخ - ادام اللَّه عزّه - كه مىگفت : از جمله آن چيزى كه دلالت مىكند بر اينكه آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله سزاوارترند به مقام پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از جميع ما عداى خود از مردمان قول كميت بن زيد اسدى رحمه اللَّه است ( كه در نظم ادا نموده و آن نظم متضمّن احتجاج كامل است بر اين مطلب و آن نظم اين است ) :
يقولون لم يورث و لو لا تراثه * لقد شركت فيه بكيل و أرحب و عكّ و لخم و السّكون و حمير * و كنده و الحيّان بكر و تغلب و لا انتشلت عضوين منها يحابر * و كان لعبد القيس عضو مؤرّب و لا انتقلت من خندف في سواهم * و لا اقتدحت قيس بها حين أثقبوا و لا كانت الانصار فيها أذلّة * و لا غيّبا عنها اذ النّاس غيّب هم شهدوا بدرا و خيبر بعدها * و يوم حنين و الدّماء تصبّب و هم رئموها غير ظئر و اشبلوا * عليها به اطراف القنا و تحدّبوا فان هى لم تصلح لحىّ سواهم * فانّ ذوى القربى أحقّ و أوجب « 1 »
مىگويند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ميراث نگذاشته است و اگر نباشد اينكه ميراث گذاشته باشد پس به تحقيق شريك خواهد بود در امر جانشينى او صلّى اللَّه عليه و آله « بكيل » و « ارحب » و « عكّ » و « لخم » و « سكون » و « حمير » و « كنده » و دو قبيله كه يكى « بكر » است و ديگرى « تغلب » ( اينها همه اسماء قبائل عرب‌اند ) و هر آينه مىگرفته پاره‌اى از خلافت قبيلهء « يحابر » و بود از براى قبيلهء « عبد القيس » حصهء كاملى تمام و هر آينه منتقل مىشد امر خلافت از « خندف » ( و آن زنى است كه طايفهء قريش به او منسوبند ) در ما عداى ايشان و هر آينه آتش مىزدند قبيلهء قيس به وسيلهء خلافت پس صاحب نور مىشدند و هر آينه نبودند
هامش
( 1 ) « الهاشميّات كميت » ص 33 .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 523 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري