و همچنين حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به اين اختصاص احتجاج كرد به مخالفين خودش و مفاخرت نمود به اين اختصاص در ميان دوستان و دشمنان خود بلكه بر جميع اهل عصر خود .
و همين مىباشد گواه گذرانيدن به معجزه بر راستى دعوى ، بلكه همين حجت است در اينكه آن حضرت عليه السّلام امام و پيشوا بوده ؛ زيرا حق سبحانه و تعالى او را برگزيد و مخصوص كرد به حالتى كه ديگرى با او عليه السّلام در آن حالت شريك نبود .
و به تحقيق اين سخن باطل مىگرداند چيزى را كه اعتماد كردهاند مخالفين بر آن ، يعنى صادر نشدن ايمان از آن حضرت بر سبيل معرفت و يقين .
[ تجليل پيامبر ص از ايمان آوردن على ع ]
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد : از جمله چيزهائى كه دلالت مىكند بر اينكه امير المؤمنين عليه السّلام در وقت مبعوث شدن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بالغ و مكلف بوده ، ايمان او عليه السّلام به طريق معرفت و يقين واقع شده . بلكه بر افضل وجوه و اكمل طرق در استحقاق ثواب عظيم آن است كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله مدح كرد امير المؤمنين عليه السّلام را به تقدم ايمان و گردانيد آن را از فضائل و مناقب آن حضرت عليه السّلام .
و مشخص است كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله چنان نبود كه مدح كند كسى را به چيزى كه در واقع فضيلت و كمال نبوده باشد و بشمارد از جملهء مناقب چيزى را كه داخل در مناقب نبوده باشد و ستايش كند كسى را كه به چيزى كه به آن چيز استحقاق ثواب عظيم حاصل نشود .
و مدح نمودن رسول صلّى اللَّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام را به تقدم ايمان در آنجاست كه فرموده است به فاطمه عليها السّلام :
« اما ترضين انّى زوّجتك اقدمهم سلما ؟ »
« 1 » ؛ يعنى آيا راضى هستى كه من تزويج كنم تو را به كسى كه بر همهء مردم مقدم است در اسلام ؟ و در آنجا كه فرموده و راوى آن سلمان است .
هامش
( 1 ) « أنساب الاشراف » 2 / 354 .