تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
موجود است . و حق و آنچه به آن عمل بايد كرد از غير آن به طريق استدلال معلوم و ممتاز مىشود . بلكه در آن چيزى هم كه گفته ، حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله قمر را دو پاره كرد و اين ظاهر بود در حيات آن حضرت و مشهور بود در عصر و زمان وى و مع هذا انكار كرده‌اند اين را جماعتى از معتزله و غير ايشان از اهل ملل و ملاحده و گمان كرده‌اند كه اين موضوعات اصحاب سير و تواريخ و مخترعات مؤلّفين غزوات و اخبار و ناقلين حكايات و آثار است . و ممكن نيست كه ما برابر مخالف دعوى بداهه كنيم در آنچه گفتيم ، بلكه اعتماد و علم به غلط مخالفين از روى استدلال است . پس بنا بر اين چه چيز ايمن ساخته است قاضى را از اينكه رسول صلّى اللَّه عليه و آله نصّ كرده باشد بر نبى ديگر بعد از خود و اگر چه علم به اين بديهه ندارد ، و به چه چيز دفع مىكند اين را كه شايد شبهه‌اى حائل شده باشد ميان او و علم به اين ، هم چنان كه حاصل شده است خصوم قاضى را در آنچه شمرديم و وصف كرديم از نصّ بر رجم زانى و غير آن ، و هيچ تفاوتى نيست ميان اين و آنهائى كه سابق گفتيم . و اللَّه تعالى اعلم بالحقّ . پس قاضى گفت كه نصّ بر امامت شبيه آنچه تو گفتى نيست ، از براى آنكه فرض نصّ به اعتقاد تو عامّ است ( در جميع امور عبادات و معاملات و غير آن ، پس همه كس مىبايد بدانند و اعتقاد به امامت كسى كه نصّ بر او واقع شده بكنند ) و آن چيزهائى كه گفتى كه اختلاف در آنها واقع شده فرض‌هاى خاصّند ، پس همه كس لازم نيست بداند ، و اگر اينها هم عام مىبود مثل نصّ بر امامت ، هر آينه خلاف واقع نمىشد . شيخ - ادام اللَّه عزّه - فرمود : به تحقيق حالا شكسته شد جميع آنچه بر آن اعتقاد داشتى و ظاهر شد فساد آن و محتاج شدى به اعتماد بر ديگرى ، از براى آنكه تو اوّل مرتبه گردانيدى باعث علم همه كس و عدم خلاف ظاهر بودن شيئى در زمانى و شهرت آن ميان خلائق ، و ضم نكردى به اين ، چيز ديگر و شرط نكردى شيئى كه