تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
شيخ - أيّده اللَّه - فرمود كه حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اظهار امامت على عليه السّلام كردند و اين در زمان حيات حضرت پوشيده نبود و هر كه در آن زمان بود مىدانست اين را بىشك و اشتباهى و ندانستن تو اگر راست گوئى از براى آن است كه فكر در دليلى كه به اين مطلب مىرساند نكرده‌اى و از راه راست بيرون رفته‌اى و اگر ترك عناد دهى و از روى انصاف فكر در اين مطلب كنى هر آينه خواهى دانست و اگر در زمان ظاهر كردن حضرت نيز بودى جزم به آن داشتى و شك و شبهه نكردى . پس قاضى گفت كه آيا جايز است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله چيزى را ظاهر كند و آن چيز از جماعتى كه بعد از وفات آن حضرت بيايند پوشيده باشد و علم به آن نداشته باشند مگر به فكر صحيح و استدلال به آن ؟ شيخ فرمود : بلى اين جايز است بلكه ناچار است كسى را كه غايب باشد از مقامى در دانستن واقعه‌اى كه در آن مقام حادث شود از فكر و استدلال ، و جايز نيست كه علم به آن داشته باشد بديهة و بىفكر . از براى آنكه اين واقعه از جمله غايبات است و غيبت را نمىتوان دانست مگر به فكر ، ليكن استدلال بر وقايع مختلف است در ظهور و خفا و سهولت و صعوبت ، به سبب شبهه‌هائى كه در طرق اثبات آنها حادث مىشود . پس بسيار باشد كه طريق واقعه از شكوك و اسبابى كه باعث صعوبت مىشود خالى است ، پس دانسته شود به اندك فكرى بر وجهى كه شبيه به بديهى باشد . اما طريق نص بر حضرت امير عليه السّلام پس حاصل است در وى به سبب اسبابى كه عارض او شده باشد از شبهه‌هائى كه متعذّر است با وجود آنها علم به وى مگر بعد از فكر تيز و طول زمان در استدلال . پس قاضى گفت : هر گاه چنين باشد تو چرا انكار مىكنى كه نبى صلّى اللَّه عليه و آله تصريح كرده باشد بر نبى ديگر كه با آن حضرت در زمان وى باشد ، يا بر نبى ديگر كه بعد از وى قائم مقام او باشد و ظاهر و مشهود گردانيده باشد اين را بر وجهى كه ظاهر گردانيده است امامت امير المؤمنين عليه السّلام را ليكن ما علم به آن نداشته باشيم چنان كه علم به نصّ نداريم ؟