تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

فصل 2 [ مناظره شيخ مفيد با مرد معتزلى در باره « مولا » ]

[ معنى مولا چيست ؟ ]

سيد مرتضى رضى اللَّه عنه مصنّف اين كتاب گفته است كه نقل كردم روزى به خدمت شيخ مفيد - ادام اللَّه عزّه - چيزى را كه ابو جعفر محمد بن عبد الرحمن بن قبهء رازى « 1 » آن را در كتاب « انصاف » « 2 » ذكر كرده است . و آن اين است كه شيخى از معتزله انكار كرده است كه عرب مولا را به معنى سيّد و امام داند ، پس من خواندم بر وى شعر اخطل « 3 » را :
هامش
( 1 ) . ابو جعفر محمد بن عبد الرحمن بن قبهء رازى ، متكلّمى عظيم القدر ، نيكو عقيده ، در علم كلام قوى و توانا بود . ابتدا از معتزله بود سپس بصيرت پيدا كرد و مذهب شيعه را برگزيد . ابن قبه كتابهايى در علم كلام دارد و ابن بطّه از او استماع حديث نموده و نام او در فهرست كسانى كه از آنها استماع حديث نموده ، آورده است . كتابهاى ايشان عبارتند از : « الانصاف في الامامة » ، « المستثبت نقض كتاب ابى القاسم البلخى » ، « الرّد على الزيديّة » ، « الرّد على ابى علىّ الجبّائى » و « المفردة في الامامة » . رجال النجاشى ص 375 ، شماره 1023 . ( 2 ) . آقا بزرگ تهرانى مىنويسد : « الانصاف في الامامة » از تأليفات شيخ ابو جعفر محمد بن عبد الرحمن بن قبه رازى متكلّم است . او معتزله بود سپس شيعه شد . از فهرست ابن نديم به دست مىآيد كه « الانصاف » غير از كتاب « الامامة » ابن قبه مىباشد براى اينكه بعد از ذكر « الانصاف » ، مىگويد و كتاب ديگر او « الامامة » است . . . از مصادر كتاب « الأنوار » ميرزا محمد اخبارى معلوم مىشود كه « الانصاف » در دست ايشان بوده و شايد اين كتاب در بين كتابهاى ميرزا عنايت اللَّه كه از معاصرين ما و از نواده‌گان اوست يافت شود . الذريعة 2 / 396 ( 3 ) . ابو مالك غياث بن غوث بن الصلت ملقّب به « اخطل » از قبيله تغلب از ربيعه است چون نصرانى بود و صليبى به همراه داشت او را « ذو الصليب » مىگفتند . در حدود سال 640 ميلادى / سال بيست هجرى قمرى در حيره متولد شد و به سال 710 ميلادى / 92 هجرى قمرى وفات كرد . در عهد معاويه و يزيد ( تا سال 64 هجرى قمرى ) رشته‌هاى دوستى ميان او و بنى اميه استوار گرديد . به دربار دمشق راه يافت . چون يزيد به خلافت رسيد « اخطل » را بركشيد و رفيق و نديم و هم پيالهء خود ساخت . اخطل نيز تا يزيد زنده بود در مدح او قصايد پرداخت و چون بمرد او را رثاء گفت . « تاريخ ادبيات زبان عربى » حنّا الفاخورى ، ص 208 با مختصر تصرّف