تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
هنوز سوارش نشده باشند و خواهند شروع در آن كنند ، پس وقتى كه آن را بياورند براى سوار شدن عرب گويد : « نصّ قلوصه » ، يعنى فلان كس ظاهر كرد شتر خود را و جدا نمود از ميان شتران ديگر ، دوم : آنكه فرش عالى را منصّه به معنى محل نص يا آيهء آن مىگويند ، چون شخصى كه بر آن نشسته باشد ظاهر و مشهور و ممتاز از جماعت ديگر مىشود ، پس آن فرش محل نص و ظهور آن شخص است يا آيهء آن ، سوم : عرب مىگويد : « نصّ فلان مذهبه » ، يعنى ظاهر گردانيد فلانى مذهب خود را ، چهارم : آنكه امرؤ القيس شاعر گفته :
و جيد كجيد الرّئم ليس بفاحش * إذا هى نصّته و لا بمعطّل « 1 »
، يعنى گردن دارد به مثل گردن آهو يعنى نه دراز بلكه به حد اعتدال وقتى كه ظاهر كند گردنش را و نه بىزيور ، و بعضى گفته‌اند كه مراد شاعر « اذا هى نصبته » است ، يعنى وقتى كه نصب كند گردن را و معنى اين هم به اظهار بر مىگردد . و اما لفظ « نصّ » مستعمل شده است در شرع در همين كه ذكر كرديم . و اگر بخواهى بدانى تعريف معنى اين لفظ را مىگوئيم كه حقيقت نص قولى است كه اعلام كند از مقول فيه بر سبيل اظهار . قاضى گفت كه نيكوست آنچه گفتى و به تحقيق درست رفته‌اى در آنچه واضح كردى و بيان نمودى از معنى لفظ نصّ . پس خبر ده مرا حالا كه اگر حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نص بر امامت على عليه السّلام كرده باشد هر آينه اظهار فرض اطاعت وى كرده خواهند بود تا معنى نص بر امامت يافت شود ، و هر گاه حضرت اظهار آن كرده باشد پوشيده نخواهد بود و هر گاه امر چنين است كه تو در تعريف نصّ و حقيقت آن گفتى پس چرا ما نمىدانيم و علم به آن نداريم ؟
هامش
( 1 ) . « ديوان امرؤ القيس » ص 115 ، « شرح المعلّقات السّبع » ص 29