مىكردند كه أمير المؤمنين عليه السّلام در اين حكم مخالفت اجماع كرد .
و اما دست آويز نمودن ابراهيم زدن أمير المؤمنين عليه السّلام به چهل تازيانه وليد بن عقبه را در زمان خلافت عثمان ، پس به درستى كه مخفى مانده بر ابراهيم وجه اين كار ؛ زيرا آن حضرت عليه السّلام وليد بن عقبه را به تازيانه زد كه دو سر داشت . پس اقامت نموده باشد حد شرعى را كه هشتاد تازيانه است بروجه كمال .
و اين كردار آن حضرت برداشته شده است از قول اللَّه تعالى كه :
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
« 1 » ( و اين قصه چنان است كه روزى زوجهء ايوب - على نبيّنا و عليه السّلام - در اثناى بيمارى آن حضرت به كارى رفته بود و بسيار دير معاودت نمود حضرت ايوب قسم ياد كرد وقتى كه معاودت كند صد چوب براو بزند . فرمان الهى در رسيد كه بگير دسته گياهى كه به عدد صد چوب باشد و يك بار براو بزن و قسم خود را مشكن . )
[ آواز بلند پيامبر ص در قنوت نماز صبح ]
و اما تشنيع ابراهيم بر أمير المؤمنين عليه السّلام در اينكه آن حضرت در قنوت نماز صبح نام مردمان را بلند برد . پس به درستى كه اين تشنيع دلالتكنندهتر دليلى بر جهل ابراهيم نظّام و بىدينى او واضحتر برهانى است بر الحاد او و اراده كردن او طعن را بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ؛ زيرا كه خلافى نيست ميان فقها و ناقلان اخبار در اينكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در قنوت نماز صبح بلند نام برد مردمان را . و به تحقيق روايت كردهاند مردم اين را و شايع شده است ميان ايشان ، به حيثيتى كه دو كس از ايشان مخالفت در لفظ روايت نيز نكردهاند چه جاى معنى ( 30 ) و به درستى است قنوت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بعد از حمد خداى تعالى و ثنا براو اينكه :
« اللّهمّ العن رعلا و ذكوان و العن الملحدين من اسد و غطفان و العن أبا سفيان و العن سهيلا ذا الاسنان و العن العصاة الّذين عادوا نبيّك و قاتلوا نبيّك »
« 2 »
هامش
( 1 ) سوره مرصاد ، آيه 44 .
( 2 ) « صحيح بخارى » 4 / 22 ، « صحيح مسلم » 1 / 391 حديث شماره 675 .