؛ يعنى من مدينه علمم و على بن ابى طالب عليه السّلام در آن مدينه است . ( 30 ) و همچنين فرموده : على بن ابى طالب با حق است و حق با على بن ابى طالب است مىگردد با او هر جا او بگردد .
بنا بر اين ، مىبايد كه أمير المؤمنين عليه السّلام همه علوم را از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله فرا گرفته باشد .
با آنكه فرا گرفتهاند اين حكم را از أمير المؤمنين عليه السّلام جماعتى و عمل كردهاند به آن ، كه جاحظ قدرت ندارد بر طعن زدن برايشان در فتوى . و اعتقاد كردهاند به اين حكم گروهى از تابعين كه جاحظ ايشان را امام مىداند در علم فقه . و اين حكمى است كه اجماع كردهاند بر آن فقهاى مدينه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله .
[ بحثى در باره قبول شهادت اطفال ]
و به تحقيق روايت كرده مالك بن انس از هشام بن عروه « 4 » اينكه عبد اللَّه بن زبير جايز داشت قبول شهادت اطفال را بعضى بر بعض در جراحتها . و مالك خود قائل شده به اين مذهب به شرطى كه هنوز آن اطفال از مجمع خود متفرق نشده باشند .
و روايت كرده ابن ابى زياد از پدر خود كه او گفته است طريقه آن است كه حكم كرده شود به شهادت اطفال و عمل كرده شود به قول ايشان در جراحتها و التفات كرده نشود به اينكه ايشان نه از روى تميز كارها مىكنند . و هم او روايت كرده از پدر خود از عمر بن عبد العزيز مثل اين سخن . و روايت كرده يونس از ابن شهاب كه او گفته است مروان جايز داشته قبول شهادت اطفال را و مىگرفت به اوّل سخن ايشان . و روايت كرده ابن اسحاق و گفته است كه ابن شهاب و ربيعه تجويز مىكردند شهادت اطفال را بعضى بر بعضى و روايت كرده شده است مثل اين حكم از شريح قاضى و اين مشهور است از او .
بنا بر اين ظاهر شد جهل جاحظ و استاد او كه نظّام باشد در ادعائى كه
هامش
( 4 ) ابو المنذر هشام بن عروة بن زبير بن عوّام در سال 61 هجرى قمرى به دنيا آمد و در سال 146 هجرى قمرى درگذشت . « وفيات الأعيان » 6 / 80 .