تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
قاضيان كه حكم كنيد چنان كه حكم مىكرديد و اين قدر نفهميده است كه غرض آن حضرت به اين سخن ، دفع فساد و نزاع بود از قوم كه اگر اجراى آن احكام نمىكرد و در ابتداء شروع مىكرد در اجراى احكام كه خود مىدانست فساد و نزاع عظيم حاصل مىشد . و لهذا آن حضرت عليه السّلام ترك مخالفت نمود در ابتداى خلافت و آهسته آهسته شروع كرد بعد از مدتى در اظهار مخالفت حكمى بعد از حكمى به اين طريق كه به ايشان وامىنمود به حسب ظاهر كه اين مخالفت من از قبيل مخالفتى است كه بعضى از صحابه با بعضى ديگر در باره‌اى از احكام شرع مىكردند . و حال آنكه اين معنى نزد ايشان جايز بود . و به تحقيق اگر آن حضرت عليه السّلام در اظهار احكام خود ايمن مىبود از شورش جماعت و تفرق ايشان و برگرديدن ايشان از يارى آن حضرت در دين ، هر آينه حكم مىكرد به محض مذهب خود و تأخير نمىفرمود آن را . و دليل بر اين سخن كه گفتيم آن است كه ( 30 ) آن حضرت عليه السّلام گفت به قاضيان كه حكم كنيد به آنچه پيش از اين حكم مىكرديد تا وقتى كه اجتماع و التيام امت دست به هم دهد . پس معلوم شد كه مذهب خود را در فتوى تأخير كرد به وقت اجتماع امت ، زيرا ايمن نبود از شورش و نزاع ايشان . آيا نمىبينى ( 31 ) سخن آن حضرت را كه گفته است اگر مسند حكم و فرمان فرمائى به من ميل داده شود هر آينه حكم مىكنم ميانه اهل تورات به تورات ايشان و ميانه اهل انجيل به انجيل ايشان و ميانه اهل زبور به زبور ايشان و ميانه اهل فرقان به فرقان ايشان تا آنكه ظاهر شود هر كتابى از اين كتابها كه نام بردم و بگويد اى پروردگار من ، به درستى كه على بن ابى طالب حكم كرد به حكمى كه تو فرمودى « 1 » پس دلالت مىكند اين سخن بر آنكه آن حضرت متمكن نبود از اجراى احكام شرع چنان كه سزاوار است . و اما باز ايستادن قوم از انكار بر آن حضرت عليه السّلام در آنچه حكم كرد و مخالف قول جماعت بود . پس به درستى كه صورت يافت اين معنى به سبب اتفاق اكثر صحابه
هامش
( 1 ) « مناقب خوارزمى » ص 91 حديث شماره 85 .