تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
حكم تواند شد ؟ ! پس چسان ابراهيم تشنيع كرده بر شيعه كه أمير المؤمنين عليه السّلام مخالفت نموده در بعضى از احكام با جماعت . و حال آنكه امير المؤمنين عليه السّلام چون ركن امّت پيغمبر و ستون ايشان و پناه دين و پيشواى ايشان است ، هر گاه در حكمى موافقت با ايشان نداشته باشد اصلا اجماع منعقد نخواهد شد نه آنكه آن حضرت در آن حكم مخالفت با اجماع كرده خواهد بود . و گفته است امير المؤمنين عليه السّلام مخالفت كرد با جميع زندگان از قاضيان و فقهاى شهر خودش و اگر او انصاف مىورزيد يا حيا مىداشت نسبت خلاف به فقها و قاضيان مىداد نه آن حضرت عليه السّلام و مىگردانيد قول آن حضرت را عليه السّلام حجت ؛ زيرا قول امام معيار است بر قاضيان و رعايا و نيست قول رعايا معيار بر امام . پس قلب كرده سخن را و به عكس واقع گفته از روى بىباكى و بىادبى . ( 30 ) و اما سخن آن حضرت عليه السّلام به قاضيان كه فرمود حكم كنيد چنان كه پيش از اين حكم مىكرديد . پس پوشيده نيست كه آن حضرت عليه السّلام اين سخن را ابتداء خلافت خود و وقت جوشش مردم از براى بيعت او عليه السّلام فرمود . پس خوش نداشت آن حضرت عليه السّلام كه امر كند ايشان را در آن وقت به اينكه حكم كنند به جميع مذاهب آن حضرت در احكام شرع ؛ زيرا در ضمن اين ، نقض احكام پيشينيان و مخالفت جميع ايشان لازم مىآمد . پس مىرميدند از نصرت آن حضرت و نفرت مىكردند از جهاد با او و متأذى مىشدند از او و گمان مىكردند كه اين معنى مقدمهء بيزارى آن حضرت عليه السّلام است از خلفاى پيشين . پس دورى كرد آن حضرت از حكم به مخالفت در احكام شرع به واسطهء حصول الفت و التيام ميانه قوم . چون كشت خداى تعالى اهل بصره را كه نزاع مىكردند با آن حضرت و متفرق ساخت جمعيت ايشان را و هلاك ساخت اهل شام را و فانى گردانيد خوارج