تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
« انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد المدينة فليأت الباب » « 1 » ؛ من مدينه علمم و على در آن مدينه است پس كسى كه ارادهء شهر علم دارد بايد كه از در داخل شود و جايى كه ( 30 ) فرموده است : « علىّ اقضاكم » « 2 » و « هو مع الحقّ و الحقّ معه » « 3 » ؛ يعنى على بن ابى طالب قاضىترين همه شماست و او با حق است و حق با اوست ( 31 ) و جايى كه فرموده است : « انّى مخلّف فيكم الثّقلين كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض » « 4 » ؛ يعنى من پس مىاندازم در ميان شما دو چيز عظيم گرانبها : يكى كتاب خدا و ديگر عترت خود را كه اهل بيت من‌اند و به درستى كه كتاب خدا و اهل بيت من از يك ديگر جدا نمىشوند تا آنكه وارد شوند بر من در حوض كوثر . بنا بر اين ، هر گاه بيرون رفته باشند قوم از متابعت على بن ابى طالب عليه السّلام ، هر آينه ايشان گمراه خواهند بود به سبب اين مخالفت و آن حضرت عليه السّلام بر صواب خواهد بود در ميان اهل بيت و شيعه و انصار خود . و چه عجيب و غريب است اين سخن از نظّام و حال آنكه او در طريقه‌اى كه پيش گرفته از نسبت خطا به همه اصحاب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باطل‌كننده اجماع است و عيب‌كنندهء كسى كه اجتماع كند به اجماع و اعتماد نمايد بر آن ؛ زيرا هر گاه خطا بر همه اصحاب جايز باشد پس چگونه اجماع ايشان بر حكمى دليل صحت آن
هامش
( 1 ) « تاريخ بغداد » 11 / 49 ؛ خطيب بغدادى ( وفات : 463 هجرى قمرى ) كه معاصر شيخ مفيد است نقل مىكند كه در باره اين حديث از يحيى بن معين سؤال شد ، ايشان گفتند : اين حديث صحيح است . ابن عبد البرّ ( وفات : 463 هجرى قمرى ) كه او نيز معاصر شيخ مفيد است ، اين حديث را عينا در « الاستيعاب » 3 / 1102 ، ذكر كرده است . ( 2 ) « مشكاة المصابيح » 3 / 364 ، « الاستيعاب » 3 / 1102 . ( 3 ) « تاريخ بغداد » 14 / 321 . ( 4 ) « الصواعق المحرقة ابن حجر » ص 149 - 150 .