تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
مخالفت مىورزيد هر آينه تأخير اختلاف احكام به وقت اجماع امت وجهى مىداشت . و چگونه وجه معقول تواند داشت و حال آنكه مخالفت كرد با كل امت در بعضى از احكام شرع چنان كه مذكور شد و اصلا انكارى و شورشى بدين سبب از امت نسبت به آن حضرت روا ندارد . گفته است ابراهيم بعد از اين سخنان كه بنا بر اين چگونه واجب باشد اطاعت قومى كه اين باشد سيرت و قول مذهب ايشان يعنى امير المؤمنين عليه السّلام و ابو بكر و عمر و زيد و عبد اللَّه بن مسعود و عبد اللَّه بن عباس و هر كس كه مذكور شد از صحابه پيش از اين ، امّا نام عثمان را به خصوص نبرده .

[ تعصب جاحظ نسبت به عثمان ]

شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد گمان من آن است كه جاحظ كه نقل كلام نظام كرده نام عثمان را انداخته باشد به واسطهء تعصبى كه مىكشيد از براى طايفه عثمانيه و گروه مروانيّه . ليكن حكايت كرده است طعن از ابراهيم بر عثمان في الجمله در فصل ديگر كه ما ان شاء اللَّه در اين كتاب آن فصل را ذكر خواهيم كرد . گفته است شيخ - ادام اللَّه حراسته - نيست در جميع اين فصلى كه حكايت كرديم ما آن را از ابراهيم حاصلى و نه چيزى كه سزاوار اعتماد باشد تا آنكه يكى از اهل بطالت آن را دست آويز خود تواند كرد ، بلكه سخنان نظّام در اين فصل لفظى چند است كه ما عنقريب بيان خواهيم كرد سستى معنى آن را و اگر چه سخن مختصرى كه قبل از اين ذكر كرديم كافى است در نقض سخن نظام . ليكن چون ما ارادهء تفصيل ابطال سخن نظام داريم باز معترض آن مىشويم .

[ توجيه فرمايش على ع به قاضيان ] - [ علت تأخير صدور حكم توسط على ع در بحث قضاوت ]

اما آنچه ذكر كرده ابراهيم نظّام از مخالفت آن حضرت عليه السّلام با جميع امت ، پس عار و ننگ در اين مخالفت بر مخالفين لازم است نه بر آن حضرت عليه السّلام و عيب و سرزنش مخصوص ايشان است نه آن حضرت زيرا او عليه السّلام پيشوائى است كه متابعت او واجب است و مقتدائى است كه پيروى او لازم است و آن كسى است كه راهنمائى كرده است رسول صلّى اللَّه عليه و آله امت را بر خوبى او و خوانده است قوم را همگى به متابعت او . جايى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است :