تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد : به درستى كه اين شعر بهتان است بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بىشك ؛ زيرا ما علم ضرورى داريم به اينكه آن حضرت عليه السّلام اظهار مىفرمود در درستى رأى خود در امر حكمين و نسبت گمراهى مىداد جمعى را كه تخطئه آن حضرت مىكردند در امر حكمين تا به حدى كه كشت آن حضرت چهار هزار كس را به واسطهء آنكه نسبت خطا به او عليه السّلام مىدادند در امر حكمين . پس چون روا باشد از عاقلى آنكه بكشد جمعى را بنا بر قولى كه در شأن او گويند و حال آنكه آن عاقل خود نيز شهادت دهد بر نفس خود به همان قول چنان كه مضمون شعر مذكور است به درستى كه توهّم نمىكند اين را مگر كسى كه آفت به عقل او رسيده باشد و از جملهء مكلّفين نشمرند او را . و چگونه اين شعر از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام باشد . و حال آنكه خوارج و نهروان ابرام مىكردند با آن حضرت عليه السّلام در اينكه اعتراف به خطاى خود كند در امر حكمين پيش ايشان تا آنكه ايشان رجوع كنند به اعتقاد امامت آن حضرت عليه السّلام . و او عليه السّلام ردّ فرمود ابرام ايشان را و متوجه ساخت ابن عباس را براى بحث و بيان حقيقت حال به سوى ايشان . اگر آن حضرت عليه السّلام مىفرمود اين شعر را چنان كه ابراهيم حكايت كرده ، هر آينه كافى بود براى خوارج و راضى مىشدند به اين از آن حضرت عليه السّلام و البته مىگرويدند به ولايت و امامت آن حضرت ؛ زيرا اين شعر صريح است در گواهى آن حضرت به خطا بر نفس خود و پشيمانى از كرده خويش . و آنچه دلالت مىكند بر بطلان جميع آنچه حكايت كرده نظّام از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه ما نقل كرديم در اين كتاب از نظام ، آن است كه اگر اين حكايتها اصلى مىداشت و درست بود ، هر آينه تمامتر حجتى بود از براى دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام از خوارج و جماعتى كه قصد حرب آن حضرت كردند در بصره و صفّين و آن كسانى كه تقاعد ورزيدند از نصرت آن حضرت خصوصا شيعه عثمان كه به آن حجت گروه مذكور احتجاج كنند بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در مقامى
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 400 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري