و اگر چنان كه ابراهيم گفته ساكت ساخته باشد زيد بن ثابت ، امير المؤمنين عليه السّلام را ، پس به درستى كه زيد بن ثابت دروغگو برآورده حضرت پيغمبر را صلّى اللَّه عليه و آله ؛ زيرا ملزم ساخته كسى را كه پيغمبر شهادت داده است كه آن كس قاضىتر است از زيد بن ثابت .
( 30 ) و بدان كه طايفه ناصبه روايت كردهاند از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه گفته است زيد بن ثابت داناترين شماست در علم به قسمت ميراث . « 1 » و بر تقديرى كه اين روايت حق باشد مسأله مكاتب را به ميراث ربطى نيست تا طايفه ناصبه بيرون كنند از شناعت ساكت ساختن زيد بن ثابت امير المؤمنين عليه السّلام را .
پس بنا بر گفته نظّام ، لازم است بر ناصبه تكذيب زيد پيغمبر را عليه السّلام با آنكه اجماع كردهاند كه مذهب امير المؤمنين در سنگسار كردن و مسأله مكاتب مخالف مذهب زيد بن ثابت و عثمان است و اين دلالت مىكند بر بطلان ادعاى ناصبه ( كه امير المؤمنين تابع عثمان شد و از زيد بن ثابت ملزم گرديد )
[ دشمنى شعبى با على ع و احاديث جعلى وى ]
ديگر گفته است ابراهيم نظّام كه روايت كرده داود از شعبى كه امير المؤمنين عليه السّلام سه مرتبه برگرديد و رجوع فرمود در اين مسأله كه اگر كسى به زن خود بگويد « أنت حرام علىّ » آيا حرمت لازم است يا نه ؟ شيخ - ادام اللَّه عزّه - مىفرمايد كه اگر كسى احتجاج بكند در بطلان اين روايت مگر به همين كه شعبى راوى نيست به درستى كه كافى است و احتياج به حجت ديگر نيست ؛ زيرا شعبى مشهور بوده به دشمنى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ذريّت و شيعه او و مشهور بوده به دروغگوئى و بوده است او شراب خوار هميشه مست ، قمار باز عيّار ، و تعليم پسر عبد الملك بن مروان مىداده و افسانهگوى حجّاج بوده .
روايت كرده است اسماعيل بن عيسى عطّار از بهلول بن كثير از ابو حنيفه كه گفت : رفتم نزد « شعبى » كه از او مسأله پرسم ناگاه ديدم شطرنج و نبيذ پيش او
هامش
( 1 ) « الاصابه » 2 / 492 شرح حال شماره 2887 .