گفته است شيخ - ادام اللَّه عزّه - اين چيزى است كه اتفاق كردهاند فقها و ناقلان و روايات بر بطلان آن و آنكه اطلاع دارد بر صحيح و فاسد روايات ، اعتماد نكرده بر عبيده در اين حكايت . و گفته است كه عبيده در اين دعوى دروغ گفته است ، و ديگر آنكه امير المؤمنين عليه السّلام عظيمتر بود در نظر مهاجرين و انصار از آنكه پيشى گيرند در حكم بر آن حضرت اين چنين پيشى گرفتن ، چه جاى عبيده با كوچكى سن در آن وقت و حقارتشان ، و حال آنكه نبود عبيده و همسران او در آن پايه كه دليرى كند بر امير المؤمنين عليه السّلام به اين نوع سخن در حكم دين .
و مجمل كلام آنكه اگر عبيده بالفرض صادق باشد در اين قول اصلا خلل نمىرساند به عصمت امير المؤمنين عليه السّلام چنان كه پيش از اين مذكور شد كه رأى حضرت امير المؤمنين در زمان خلافت عمر آن بوده كه مخالفت نكند در فتوى با ايشان از جهت خوف پراكندگى مردم و فساد . و اين معنى چيزى است كه موجب آن است كه حكمت در تدبير دين و به صلاح آوردن حال خلايق .
پس چون رسيد خلافت به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر طرف شد خوف اظهار مخالفت . پس حكم فرمود به آنچه هميشه اعتقاد داشت به حقيقت آن كه جواز فروختن امّهات اولاد است .
همچنانكه رأى رسول صلّى اللَّه عليه و آله در سال « حديبيه » آن بود كه اجراى احكام كفار كند و منع نمايد مسلمانان را از حرب ايشان . پس چون زايل شد سببى كه موجب اين رأى بود در سال فتح مكه رأى آن حضرت عليه السّلام بر آن قرار گرفت كه جهاد كند با ايشان و احكام ايشان را بر طرف سازد .
و اما رد كردن عبيده رأى اخير حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را به درستى كه مانند رد كردن خوارج نهروان است رأى آن حضرت را كه به تعيين حكمين قرار گرفت .
و مانند حرب طلحه و زبير و معاويه و اهل شام است با آن حضرت .
و حال آنكه مشخص است كه رد و حرب مذكور خلل نمىرساند به كمال عصمت امير المؤمنين عليه السّلام همچنانكه خلل نمىرساند مخالفت و حرب مشركين
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٩٤