تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
و چون دانستى اخبارى كه طايفهء ناصبه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده‌اند چنين اخبار اتفاقى با آنها معارضه و مدافعه دارد بدان كه طايفهء ناصبه را نيست از اخبار در روايات چيزى كه نفى كند آنچه حكايت كرده ابراهيم نظّام از امامان خود ( كه ابو بكر و عمر و عبد اللَّه بن مسعود و امثال آنها باشند ) كه اختلاف در احكام شريعت مىكرده‌اند و شك مىداشته‌اند . بلكه اجماع حاصل است از امت بر صحت اين حكايت از ايشان چنان كه گذشت . با آنكه اكثر آنچه روايت كرده ابراهيم از امير المؤمنين عليه السّلام ممكن است مساهله كردن با او در آن باب و قبول كردن از او بروجه بحث بىآنكه كسى اعتقاد كند و حمل كردن آن روايتها بر خلاف آنچه توهّم كرده ابراهيم نظّام كه دلالت مىكند آن روايات بر اجتهاد و سخن گفتن در احكام شرع به رأى خود به حسب واقع ؛ زيرا اگر قبول كنيم آنها را از او ما را هست كه بگوئيم آن حضرت عليه السّلام قصد تقيه كرده و اصلاح امت و مدارا و تأليف قلوب منظور آن حضرت عليه السّلام بوده . و تقيه ، اصلى است عمده كه طايفهء شيعه به آن اعتقاد دارند و دين ايشان است . و نيست طايفه ناصبه را چنين اصلى كه پناه برند به آن در بيرون شدن از شناعتها كه برايشان لازم مىآيد . گفته شيخ - ادام اللَّه عزّه - به تحقيق آورده است جاحظ آن اخبار را كه ما اعتقاد كرديم بر آن در بطلان آنچه نسبت داده ابراهيم نظّام به امير المؤمنين عليه السّلام از سخن گفتن به رأى و بحثى بر آن نكرده كه سزاوار نقل باشد . بلكه هذيان چند گفته . و همچنين جاحظ نقل كرده از ما مسألهء عمده‌اى را كه بنا بر اين مسأله اصلا طايفه ناصبه را با ما بحث نمىرسد . و دورى كرده از مناقشه بر آن مسأله عمده به واسطهء عجز . و آن مسأله عمده اين است كه ما دليل داريم بر عصمت امام و آنكه خطا بر امام جايز نيست و همچنين دليل غالب قائم است بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام و بنا بر اين جايز نيست كه شك عارض شود اهل عصمت را در دين و نه آنكه واقع شود گمراهى از امام كه افضل همهء خلايق عصر خودش است .