كردار زشت به چيزى كه ما حصلى دارد و مساوى گردانيده امير المؤمنين عليه السّلام را با ايشان در حكمى كه برايشان كرده به گمراهى . و حال آنكه نيست حال همچنان كه ايشان گمان كردهاند در مساوى بودن احوال آن حضرت عليه السّلام با ايشان . بلكه به محض قول و اعتقاد ايشان اين مساوات پيدا شده بىحجتى كه موجب مساوات باشد .
و دليل بر اين سخن كه گفتيم آن است كه آنچه حكايت كرده جاحظ از نظّام و نظّام نقل كرده از قوم ، اتفاقى است نزد مسلمانان كه اصلا دو كس از ايشان مخالفت نكردهاند با يك ديگر .
پس آن جماعتى كه طعن مىكنند بر قوم ، نقل كردهاند آن سخنان را از براى آنكه حجت تمام كنند بر قوم گمراهى و ثابت كنند بطلان را برايشان . و آن جماعت دوست دارند قوم را و ايشان را پيشواى خود مىدانند نقل كردهاند همان سخنان را بر طرز مدح از براى ايشان به اينكه مجتهد بودهاند در احكام شرع و گردانيدهاند اين شيوه را اصلى از براى خود در تجويز اختلاف در امور دين و آن جماعت كه امتناع كردهاند از اجتهاد و قياس و قائل شدهاند به خوبى و سلامت قوم . نقل كردهاند همان سخنان را از ايشان بروجه اصلاح ميانه مردم ، نه آنكه حكم شرعى باشد و بر اين وجه كه گفتهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اين احتمال دارد به حسب حرف زدن كه شايع است ميان مردم كه چندين احتمال مىتوان داشت .
پس نيست در ميان مسلمانان و امت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مگر آنكه گواهى داده باشد به راستى اين سخنان از قوم ، چنان كه ابراهيم و غير او نيز نقل كردهاند از ناقلان اخبار .
و اما آنچه حكايت كرده نظّام از امير المؤمنين عليه السّلام از اختلاف حكم و سخن گفتن در احكام شرع به رأى خود ، چيزى است كه نقل كردهاند آن را طايفهاى و ابا و امتناع نمودهاند از آن طايفهء ديگر و ادعا كردند آن را شيعهء ابو بكر و عمر و عثمان و انكار كردهاند آن را شيعه على بن ابى طالب عليه السّلام . بلكه اتفاق كردهاند بر ردّ آن
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٨٩