و تكذيب راويان و اجماع كردهاند ذريّه و عترت آن حضرت عليه السّلام بر انكار و ابطال آن .
بنا بر اين چگونه مختلف فيه مثل متّفق عليه باشد ، يا چگونه مساوى باشند اين دو طايفه كه يك طايفه ذريّه و عترت امير المؤمنيناند و يك طايفه شيعه عثمان در بيان احوال امير المؤمنين عليه السّلام و ذكر اطوار آن حضرت عليه السّلام با آنكه اجماع از طايفهء مخالفين و از ذريّه امير المؤمنين عليه السّلام و شيعه او حاصل است بر چيزى كه باطل مىكند آن را كه شيعهء عثمان نقل كردهاند از امير المؤمنين عليه السّلام كه آن حضرت اختلاف مىكرده در احكام شرع به تحقيق نقل كرده آنچه گفتيم دشمن امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه نقل كرده آن را دوست امير المؤمنين عليه السّلام .
پس بنا بر اين ، حجت آوردن به آنچه گفتيم پريشان مىكند مغز سر سنّيان را و اجماع و اتفاقى كه گفتيم آن است كه روايت كردهاند خاص و عام ( 30 ) از رسول صلّى اللَّه عليه و آله كه آن حضرت گفته
« علىّ أقضاكم »
« 1 » ؛ يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام قاضىتر است از همهء شما در احكام شرع . پس آنكه قاضىتر باشد از كل قوم بنا بر گفتهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ، مختلف نخواهد شد احكام او در شريعت .
( چه اگر مختلف شود مانند ساير قوم برابر خواهد بود با ايشان ، نه اينكه قاضىتر باشد از ايشان و همچنين طايفهء شيعهء امير المؤمنين عليه السّلام و مخالفين ايشان همگى روايت كردهاند از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله ) كه ( 31 ) آن حضرت گفته :
« علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ يدور حيث ما دار »
« 2 » ؛ يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام با حق است و حق با على بن ابى طالب است مىگردد حق با او هر جا كه او بگردد .
و معلوم و روشن است كسى كه حق با او باشد و از او جدا نشود به گواهى رسول صلّى اللَّه عليه و آله هرگز مرتكب گمراهى نمىشود .
( 2 ) و همچنين نقل كردهاند همگى از امير المؤمنين عليه السّلام كه گفت : فرستاد مرا
هامش
( 1 ) « الاستيعاب » 3 / 1102 ، « مشكاة المصابيح » 3 / 364 .
( 2 ) « مشكاة المصابيح » 3 / 367 با مختصر تفاوت .