ايشان . و قوم آن حضرت عرب بودهاند . و خداى تعالى فرموده است :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
« 1 » ؛ رسول مقتداى خوبى است براى شما مىبايد اقتدا به او كنيد و كسى نديده است نبى صلّى اللَّه عليه و آله در هيچ حال تلفظ كند به فارسى ، چه جاى اينكه اداء كند فرضى از فرائض نماز را به فارسى و نيست خلافى نزد حجازى در اينكه تشهّد در نماز و صلاة بر نبى صلّى اللَّه عليه و آله در آن فرض است و اگر مصلّى بخواند تشهد در صلاة را به فارسى صحيح است و اگر سلام بدهد نيز به فارسى سلامى را كه فرض است به اعتقاد حجازى مجزى است مر او را به اعتقاد وى .
پس اگر عراقى مخالفت قرآن كرده است هر آينه حجازى رد كرده است قرآن و سنت را .
و شافعى حجازى گفت : ( 30 ) نبى صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است هر نمازى كه قرائت كرده نشود در آن سوره « فاتحة الكتاب » آن نماز ناقص است . « 2 » و عراقى از روى جرات بر خداى تعالى تجويز كرده است نماز را به آيهء كوچكى مثل
« الم » *
و
« مُدْهامَّتانِ »
و هر آن چيزى كه شبيه اينها باشد .
حنفى عراقى گفت : حجازى نقض كرده است اين حديث را و باطل كرده است معنى آن را ؛ زيرا مىگويد كسى كه قرائت كند در نماز آيهء طويلى كه به قدر فاتحة الكتاب باشد صحيح است نماز وى . پس داخل شده است به سبب اين قول در آنچه عيب كرده و رد كرده است حديثى را كه استدلال كرده به آن ردّى واضح .
شافعى حجازى گفت : من مىبينم عراقى را كه دعواى صحت قياس مىكند و با وجود آن شديدترين مردم است در مناقضه و دورترين ايشان از قياس ؛ زيرا مىگويد اگر مردى تكلم كند در نماز از روى سهو ، فاسد مىشود نمازش و اگر سلام بدهد در نماز از روى سهو ، باطل نمىشود نمازش ؛ پس چه مناقضهاى
هامش
( 1 ) سوره احزاب ، آيه 21 .
( 2 ) « صحيح مسلم » 1 / 264 حديث شماره 394 .