تجويز كردم از قول ، و نظير آن قول امير المؤمنين عليه السّلام است كه فرموده است در باب اهل كوفه :
« اللّهمّ انّى قد مللتهم و ملّونى و سئمتهم و سئمونى اللّهم فابدلنى بهم خيرا منهم و ابدلهم بىشرّا منّى »
« 1 » ؛ يعنى خدايا به درستى كه من ملول كردم ايشان را و ايشان ملول كردند مرا و من دلگير ايشان را و ايشان دلگير كردند مرا ، خدايا پس عوض كن ايشان را براى من به بهترى از ايشان و عوض كن مرا براى ايشان به بدترى از من .
و نبود در امير المؤمنين عليه السّلام بدى ليكن صادر شده بوده است از وى اين كلام بنا بر اعتقاد ايشان در شأن وى .
و مثل اين است قول حسان بن ثابت كه گفته است :
أ تهجوه و لست له بكفء * فشرّكما لخيركما الغداء « 2 »
( خطاب به ابو سفيان است كه هجو كرده بوده است رسول صلّى اللَّه عليه و آله ) آيا هجو مىكنى تو او را و حال آنكه تو كفو او و مثل وى در فضيلت نيستى . پس هر كدام از شما كه بد باشد فداى آن ديگرى شود كه خوب است .
و نبود رسول اللَّه شرى ليكن گفته بوده است اين كلام را بنا بر اعتقاد كسى كه هجو كرده است آن حضرت را .
( و نظير اين است قول خداى تعالى :
إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 3 » ؛ يعنى به درستى كه ما با شما در راه راستيم يا در ضلالت ظاهر . يعنى ما مؤمنين بر راه راستيم و شما كافرين در ضلالت يا برعكس و رسول صلّى اللَّه عليه و آله بر ضلالت نبود . پس اين كلام بنا بر اعتقاد كافرين است . )
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبه 25 ، ترجمه شهيدى ص 25 .
( 2 ) « ديوان حسّان » ص 9 ، « امالى سيد مرتضى » 3 / 85 .
( 3 ) سوره سبأ ، آيه 24 .