تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
بعد از اين « فضل » گفته است اگر كسى بگويد عباس اقرب بود به رسول صلّى اللَّه عليه و آله از امير المؤمنين عليه السّلام ؛ ( زيرا عبّاس عمّ وى بود و امير المؤمنين عليه السّلام پسر عمّ و عمّ اقرب است از پسر عمّ ) جواب مىگوئيم كه خداى تعالى ذكر نكرده است اقرب به رسول صلّى اللَّه عليه و آله مگر با وصفى و آن اين است كه از مؤمنين و مهاجرين باشد و عباس از مهاجرين نبود و هجرت نكشيد به اتفاق مسلمانان . پس او بيرون رفت از اين آيه . شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد : من مىگويم كه امير المؤمنين عليه السّلام اقرب بود به رسول صلّى اللَّه عليه و آله از عباس و اولى بود به مقام آن حضرت از وى . اگر ثابت شود كه مقام موروثى مىباشد ؛ زيرا امير المؤمنين عليه السّلام پسر عم رسول صلّى اللَّه عليه و آله از طرف پدر و مادر يعنى ابو طالب و عبد اللَّه از يك پدر و مادر بودند . و عباس رحمه اللَّه عمّ آن حضرت است از طرف پدر و بس يعنى برادر پدرى عبد اللَّه است و كسى كه نزديك باشد به دو سبب ، اقرب است از كسى كه نزديك باشد به يك سبب . و باز مىگويم كه اگر فاطمه عليها السّلام موجود نبود بعد از رسول صلّى اللَّه عليه و آله ، هر آينه امير المؤمنين عليه السّلام احقّ بود به تركهء آن حضرت از عباس رحمه اللَّه و اگر ميراث مىبرد با ولد احدى غير از پدر و مادر و زن و شوهر ، هر آينه امير المؤمنين عليه السّلام احقّ بود به ميراث آن حضرت با فاطمه عليها السّلام از عباس رحمه اللَّه به قرابت از يك جهت . شيخ - ادام اللَّه عزّه - مىفرمايد : من نمىدانم خلافى ميان اهل علم در اينكه امير المؤمنين عليه السّلام پسر عم رسول صلّى اللَّه عليه و آله بود از طرف پدر و مادر و عباس عمّ وى بود همين از طرف پدر ( 30 ) و دلالت مىكند بر اين آنچه روايت كرده‌اند آن را ناقلان اخبار . و آن اين است كه ابو طالب رحمه اللَّه گذر كرد به رسول صلّى اللَّه عليه و آله ديد كه نماز مىكند و على عليه السّلام در پهلوى وى ايستاده . پس چون سلام كرد و فارغ شد ، ابو طالب گفت چه چيز است اين كار كه تو مىگوئى پسر برادر من ؟ رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : چيزى است كه امر كرده است مرا به آن ربّ من و مقرّب مىسازد مرا به سبب اين به جانب خود . پس ابو طالب گفت به پسرش جعفر كه اى