تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
او را در دريا . ( و ظاهر است خداى عز و جل آن گاو را خدا گفته است از روى استهزاء و ذم ) و قول وى :
فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
( خداى عز و جل بعد از نقل عذابهائى كه به كفار واقع شده مىفرمايد ) ؛ يعنى پس دور نكردند خداهائى كه معبود ايشان بود غير از خداى تعالى ، هيچ عذابى را از ايشان و قادر بر رد آن نبودند . ( پس خداى تعالى ايشان را خدا گفته از روى استهزاء ) و نظاير اين از آيات قرآن بسيار است . و اما اينكه امير المؤمنين امر نكرد اصحابش را به قتل زبير و قتال با وى . پس ، از تفضّل آن حضرت بود و منت وى براو چنان كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله منت گذاشت بر اهل مكه و امان داد ايشان را و عفو كردن از گنهكار و ترك تعجيل به عقوبت وى دلالت نمىكند بر رضاى به فعل او ، بلكه دلالت مىكند بر تفضّل به روى و اعراض از عقوبت وى ؛ از براى آنكه شايد الفت بگيرد و به صلاح بيايد و ترك اين اعمال كند . و اما استدلال ايشان به آنچه روايت كرده‌اند از قول آن حضرت به « ابن جرموز » پس اول بحثى كه در اين باب مىآيد اين است كه واجب شدن آتش بر كسى به سبب قتل شخصى دلالت نمىكند بر اينكه آن شخص از اهل بهشت است ؛ زيرا كشتن ذمى واجب مىكند دوزخ براى قاتل اگر چه مقتول نيز در آتش است . و همچنين كشتن كافر نه از براى ديانت بلكه براى شفاى خشم يا براى ريا و سمعه ، يا براى تقرّب پيش مخلوقى ، يا از روى عبث و لعب ، يا از براى آنكه اين را علامت دين كند قاصر است يا علامت اينكه بر قتل مؤمن نيز قادر است جميع اينها واجب مىسازد آتش را براى قاتل و اگر چه كافر مقتول از اهل آتش است . و همچنين كشتن كافر ، كافر ديگر را واجب مىسازد آتش را براى قاتل و اگر چه