اينكه ترك كرده است ديانت را به سبب تعصب و حميت و استنكاف و محبت رياست و اين قلب و خلاف آن چيزى است كه شما گمان كردهايد كه اين دلالت بر صلاح و توبهء وى مىكند .
و اما اينكه آن حضرت فرموده است فراخ كنيد راه را براى اين شيخ زيرا دلتنگ است . پس اگر صحيح باشد بر سبيل استهزاء و مذمت است ؛ زيرا جايز نيست كه امر كند اصحابش را به قادر ساختن دشمن بر جنگ با او . و ديگر اينكه دلتنگى باعث فسق نمىشود و بر نمىانگيزاند آدمى را بر خلاف حق تا اينكه صحيح باشد قول آن حضرت كه دلتنگ است كارى با او نداريد .
پس البته قول حضرت بر سبيل استهزا است ، با آنكه آن حال و دلگيرى كه ابن زبير داشت به حدى نرسيده بود و به مرتبهاى نبود كه محتاج سازد اهل ايمان را به اظهار ضلال و مضطر كند احدى از خلق را به ارتكاب معاصى و طغيان .
پس معلوم شد كه قول امير المؤمنين عليه السّلام اگر صحيح باشد روايت ، بر سبيل استهزاست و جارى است مجراى قول خداى تعالى كه فرموده است :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
« 1 » ؛ يعنى ( وقتى كه ريخته مىشود بر سر كافر حميم يعنى آبى كه به نهايت گرم باشد گفته مىشود به او ) بچش از اين به درستى كه تو عزيز و كريمى .
و ظاهر است كه وصف به عزيز و كريم بر سبيل استهزاست و قول وى :
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً
« 2 » ( خطاب به سامرى است ) ؛ يعنى نگاه كن به خداى خودت ( يعنى گاو كه گرديدهاى بر عبادت او مقيم ) هر آينه مىسوزانيم آن را بعد از آن مىپاشيم خاكستر
هامش
( 1 ) سوره دخان ، آيه 49 .
( 2 ) سوره طه ، آيه 97 .