تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
هر چه خواهد . باز خبر آوردند كه خودش خود را كشته . آن حضرت فرمود : شهادت مىدهم كه من رسول خدايم . و ذكر كرده‌اند او را چون از ميدان برداشتند و او جراحتها داشت فرود آوردند وى را در خانه‌هاى بنى ظفر . پس مسلمانان گفتند به او بشارت باد تو را به درستى كه تو جهد بسيار كردى امروز . گفت به چه چيز بشارت مىدهيد مرا و اللَّه من قتال نكردم مگر براى مفاخرت قوم و اگر نبود اين ، هرگز قتال نمىكردم ! پس چون شديد شد براو جراحت دست كرد به جعبهء تيرش و برداشت تيرى و كشت خودش را . « 1 » و هر گاه بوده باشد امر چنان كه مذكور شد و رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله جزم كرده باشد به آتش بر كسى كه جهاد كرده است در ظاهر براى نصرت اسلام و كشته است جماعتى از كافرين را و شهادت داده باشد براو به عقاب در وقتى كه اعلام مىكردند مسلمانان وى را به جهد او و ضرر رسانيدن به كفار و حسن نصرت و معونت وى . چون عالم بوده است به عاقبت وى به آنچه كشانيده او را به فعلى كه به سبب آن مستحق آتش شده است . و اظهار آن حضرت اين را از خوف بوده است كه مبادا مشتبه شود حال او بر اهل اسلام و اعتقاد ايمان در وى كنند با وجود آنكه خودش را كشته به سبب جهادى كه كرده است . يا شك كنند در اينكه او مستحق عقاب باشد . پس انكار نمىتوان كرد كه امير المؤمنين عليه السّلام بشارت داده باشد ابن جرموز را به آتش وقتى كه سر زبير را آورده به سبب عاقبت امر وى و علم آن حضرت به باطن وى كه به سبب آن مستحق عقاب مىشود و به سبق علم وى به آنچه حادث خواهد شد از وى از موافقت با خوارج و قتال كه صادر شد از او در نهروان و اظهار آن حضرت اين را از خوف اين باشد كه مبادا مشتبه شود حال وى در آخرت بر احدى از اهل ايمان چنان كه بيان كرديم .
هامش
( 1 ) « سيره ابن هشام » 2 / 525 .