حيات او . و به درستى كه محتاجند امت به امامى كه اين صفات داشته باشد . پس هر گاه ما بيابيم اين صفات را در مردى كه تهذيب كرده باشد رسول صلّى اللَّه عليه و آله او را به آنها ، اولى خواهد بود او به امامت از كسى كه نكرده باشد رسول صلّى اللَّه عليه و آله در باب وى هيچ چيز از آنها .
و اما اجماع ؛ پس امامت آن حضرت ثابت شده است به آن از چند وجه :
يكى آنكه اجماع كردند جميع امت بر امامت آن حضرت و اگر چه يك روز باشد و اختلاف نكردند در اين اصناف اهل امامت . بعد از آن اختلاف كردند . پس طايفهاى گفتند كه امام بود در فلان وقت و طايفهاى گفتند كه امام بود بعد از نبى صلّى اللَّه عليه و آله در جميع اوقات حيات وى و اجماع نكردند امت بر اينكه كسى غير او امام بود در حقيقت يك لحظه و اجماع احق است به عمل به آن از اختلاف ؛ دوم آنكه اجماع كردند جميع امت بر اينكه آن حضرت صلاحيت امامت داشت و اينكه بنى هاشم قائل آن بودند . و اختلاف كردند در غير آن حضرت و طايفه گفتند كه صلاحيت امامت نداشت غير آن حضرت و قابل آن نبود غير بنى هاشم و اجماع حق است و شبهه در آن نيست و اختلاف حجت نيست .
سيم آنكه اجماع كردند بر اينكه آن حضرت بعد از نبى صلّى اللَّه عليه و آله در ظاهر عادل بود و واجب بود براى او ولايت بعد از آن اختلاف كردند . پس جمعى گفتند كه با وجود عدالت ، معصوم نيز بود از كباير و ضلال . و جمعى گفتند كه معصوم نبود ليكن عادل و نيكوكار و با تقوى بود در ظاهر و آلوده نبود ظاهرا او به چيز بد . پس حاصل شد اجماع بر عدالت آن حضرت و اختلاف در عصمت او .
و اجماع كردند جميع امت بر اينكه ابو بكر معصوم نبود و اختلاف كردند در عدالتش . طايفهاى گفتند كه عادل بود و باقى گفتند كه عادل نبود ؛ زيرا اخذ كرده است چيزى را كه حق او نبود يعنى امامت .
پس كسى كه اجماع كردند بر عدالت وى و اختلاف كردند در عصمتش اولى و احقّ است به امامت از كسى كه اختلاف كردند در عدالتش و اجماع بر نفى عصمتش .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٤٤