تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
بسيارى از دشمنان امام را كه ايمان مىآورند وقت ظهور او و اعتراف مىكنند به حق نزد مشاهدهء او و تسليم مىكنند به او خلافت را . و اينكه اگر ظاهر نكند او را در اين زمان قائم مىشوند بر كفر خود و زياد مىكنند طغيان را به سبب زيادتى شبهه بر ايشان . پس واجب مىشود در حكمت خداى تعالى اظهار امام به سبب عموم صلاح در آن و اگر مباح گرداند غيبت را تخصيص داده خواهد بود صلاح او واجب است بر خداى تعالى اينكه تخصيص دهد صلاح را . و جايز نيست كه لطف كند در اكتساب بعض خلق وى منافعى را كه زياد باشد بر منافع او بر تقدير عدم آن لطف هر گاه باشد در فعل آن لطف ، رفع لطف ديگر براى جماعتى در ترك قبيح رجوع از كفر به خداى تعالى و استخفاف به حقوق اولياء خود عليهم السّلام ؛ زيرا اصل و مدار بر خلاص كردن بنده است از مهالك و منع ايشان از قبايح و نيست غرض زيادتى ايشان در منافع و بس . هر گاه بوده باشد قطع لطف به آن چيزى كه باعث دوام عقاب بعضى مىشود به سبب آن ثواب بعضى ديگر . از براى آنكه واجب نيست بر خداى تعالى كه بكند به بندهء خود چيزى را كه برسد به آن به نفعى كه منع كند او را از اضعاف آن نفع . پس همچنين واجب نيست بر او كه بكند لطف را براى بنده در نفع به آن چيزى كه منع كند غير آن بنده را از اضعاف آن نفع . و حال آنكه اگر نكند اين لطف را به آن بنده موجب آن نمىشود كه فعل قبيحى كند و اگر بكند اين لطف را به او حايل مىشود ميان غير او و ميان نافع آن غير و منع مىكند او را از لطفى كه رجوع مىكند آن غير به سبب آن از قبيح . و هر گاه بوده باشد امر به اين طريق كه بيان كرديم پس اين دو جواب و فرق ميان زمان غيبت و ظهور باطل مىكند اعتراضى را كه تو زياد كردى .