تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
مواضع با وجود آنكه خداى تعالى واجب كرده براو و بر جميع ، جهاد را پس چگونه جمع مىشود دلائل جبن و دلائل شجاعت براى يك شخص در يك وقت ؟ اگر نبود اينكه تعصب مايل مىكند آدمى را به هوا و دروغ . گفت مردى از طياب شيعه كه حاضر بود به ابو بكر مذكور ، چه دليل است اين و چگونه اعتماد مىكنى تو بر اين و حال آنكه مىدانى كه آدمى گاه هست كه غضب غلبه مىكند به روى پس مىگويد اگر بخواهد از من پادشاه اين امر را قبول نمىكنم آن را . و به درستى كه پيش ما هست شيخى ضعيف ظاهر الجبن كه نماز مىكند در مسجد ما و ما به او اقتدا مىكنيم ، پس حادث نمىشود هيچ امرى كه مكروه وى و منكر او باشد إلّا اينكه مىگويد : و اللَّه صبر مىكنم بر اين و جهاد مىكنم در اينجا و اگر چه اتفاق كنند بر آن « ربيعه » و « مضر » ( و ايشان دو قبيله‌اند ) . پس ابو بكر بن صرايا گفت كه نيست دليل بر شجاعت منحصر در آنچه تو ذكر كردى ، بلكه آنچه اعتماد كرديم ما بر آن ، دلالت مىكند بر شجاعت ؛ چنان كه دلالت مىكند بر آن چيز خداى تعالى و آن افعالى كه ذكر كردى . و وجه دلالت در آن اين است كه ابو بكر به اتفاق امت آفتى در عقلش نبود و چنين نبود كه نفهميده و ناقص عقل باشد ، بلكه اجماع است بر اينكه از عقلا بود و اتفاق بر اينكه خوب تدبير و خوش رأى . پس اگر نبود اينكه اعتماد داشت بر خودش و عالم بود به صبر و شجاعتش هر آينه نمىگفت اين قول را در حضور مهاجر و انصار و ايمن نبود از اينكه قوم بايستند بر خلاف او پس خوار كنند او را و سخن او را نشنوند و عاجز شود او به سبب ترسى كه دارد . اگر بوده باشد امر چنان كه دعوى كرديد شما در حق او پس ظاهر شود از او خلف در قولش و واقع نمىشود اين از عاقل حكيم .