تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
مىكنند به معروف و نهى مىكنند از منكر . و بعضى گفته‌اند كه مراد به ايشان ، امير المؤمنين عليه السّلام است و ائمه از اولاد وى عليه السّلام . « 1 » پس سؤال مىكنم از فرقهء اول كه آيا امير المؤمنين عليه السّلام از امراء لشكر نيست ؟ جواب مىگويند : بلى از ايشان است و به فرقهء دوم مىگويم كه آيا او از علما نيست ؟ مىگويند : بلى هست . و به فرقهء سيم مىگويم كه آيا او نيست از جمعى كه حاكمند بر مردم به امر به معروف و نهى از منكر ؟ مىگويند : بلى هست . پس گرديد امير المؤمنين عليه السّلام مقصود به آيه به اتفاق امّت و اجماع ايشان ، و يقين حاصل كرديم به اين به اقرار مخالف ما در امامت و موافق ما در آن . پس واجب شد كه او امام باشد به دلالت اين آيه به سبب اتّفاق بر اينكه او مراد است به اين آيه . و واجب نيست عدول و اعتراف به امامت آن غير به سبب اختلاف در آن و عدم اتفاق يا چيزى كه قائم مقام او باشد از دليل و برهان . و اما سنت ، پس اين است كه ما يافتيم نبى صلّى اللَّه عليه و آله قاضى گردانيده است او را بر يمن « 2 » و امير گردانيده است او را بر لشكرها و والى كرده او را بر اموالى كه امر كرده بود بدهد آنها را به بنى جذيمه كه كشت خالد بن وليد ايشان را به ظلم « 3 » و اختيار كرده است او را در اداء و ابلاغ رسالت خداى تعالى به كافران در سورهء برائت « 4 » و خليفه گردانيده است او را وقت غيبت خود بر جمعى كه باقى مانده بودند در مدينه طيبه . « 5 » و نديديم كه نبى صلّى اللَّه عليه و آله كرده باشد اينها را در باب احدى غير آن حضرت و جمع نشد اين صفات در احدى بعد از نبى صلّى اللَّه عليه و آله چنان كه جمع شد در امير المؤمنين عليه السّلام و سنت امت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بعد از رحلت او واجب است چنان كه واجب بود در
هامش
( 1 ) ر . ك : « تفسير فخر رازى » 10 / 144 . ( 2 ) « مستدرك الصحيحين » 3 / 135 . ( 3 ) ر . ك : « سيره ابن هشام » 4 / 72 ، « الاستيعاب » 2 / 428 . ( 4 ) « جامع الاصول » 8 / 660 ، حديث شماره 6508 . ( 5 ) منظور جنگ تبوك است كه پيامبر اسلام به ايشان تكليف فرمود تا در مدينه بماند و مواظب جريانات باشد . ر . ك : « جامع الاصول ابن اثير » 8 / 649 ، حديث شماره 6489 .