فصل 53 [ گفتگو در باره شجاعت امام على ع ] - [ بررسى شجاعت ابو بكر در جنگها ]
حاضر شد شيخ - ادام اللَّه عزّه - در مجلس ابو منصور مرزبان « 1 » و حاضر بودند جمعى از متكلّمين معتزله .
پس جارى شد كلام و گفتگو در باب شجاعت امام كه آيا اين شرط در امامت واجب است يا غير واجب و در اطراف آن بر سبيل مذاكره مطالبى پيش آمد .
پس ابو بكر بن صرايا گفت : اعتقاد من اين است كه ابو بكر صدّيق از شجاعان عرب است و از متقدّمين ايشان در شجاعت .
شيخ - ايّده اللَّه - فرمود : به چه چيز حاصل شده است براى تو اين اعتقاد و به چه وجه دانستى اين را ؟
جواب گفت : دليل بر اين ، اين است كه عزم كرد بر جنگ با اهل « ردّه » به تنهائى با چند نفرى كه موافق بودند با وى و مخالفت كردند با رأى او در اين باب اكثر صحابه و فرو گذاشتند نصرت او را . و او گفت و اللَّه اگر ندهند اين قوم به من عقالى ، مىكشم ايشان را . « 2 » ( و « عقال » ريسمانى است كه به پاى شتر مىبندند ) .
و خوف نكرد از برگشتن قوم از براى او و ضعيف نگردانيد اين رأى شخص او را و منع نكرد او را از جزم بر قتال با ايشان . پس اگر شجاعت نداشت به مرتبهاى كه شجاعان برابرى به او نتوانند كرد . هر آينه نمىگفت اين قول را وقتى كه قوم مخالفت كردند با او .
شيخ - ايّده اللَّه - فرمود : به چه چيز انكار مىكنى بر كسى كه بگويد به تو كه پناه
هامش
( 1 ) ظاهرا عبد القادر بن طاهر بن محمد شافعى بغدادى معروف به « ابو منصور » است كه در بغداد به دنيا آمد و در همان جا نشو و نما نمود و جزء متكلمين و ادباى معروف به شمار مىآمد . او معاصر شيخ مفيد بوده و در سال 429 هجرى قمرى درگذشت . ر . ك : « ريحانة الادب » 7 / 277 .
( 2 ) . « تاريخ الخلفاء سيوطى » ص 74 .